هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق، درد و رنج، و ارتباط با اهل دل میپردازد. شاعر از عشق و دردهای آن سخن میگوید و اشاره میکند که تنها کسانی که اهل دل هستند میتوانند این مفاهیم را درک کنند. همچنین، به ارزش بندگی و عشق به معشوق الهی و جایگاه والای آن اشاره شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۶۷ - هر که او را خبر از اهل دلانش باشد
هر که او را خبر از اهل دلانش باشد
یاری اهل دلان در دل و جانش باشد ۱
دردمندی که به جان دُردی دردش نوشد
راحت جان طلبی در دو جهانش باشد ۲
آتش عشق دلم سوخت چنان داغی را
در قیامت چو بجویند نشانش باشد ۳
دیدهٔ اهل نظر نور از او می یابد
این چنین نور چنان عین عیانش باشد ۴
عاقل ار عشق ندارد بر ما آنش نیست
رند مستی طلب ای دوست که آنش باشد ۵
هر گدائی که بود بر در سلطان دائم
همچو ما بر دو جهان حکم روانش باشد ۶
نعمت الله بسی بندگی سید کرد
لاجرم منصب عالی چنانش باشد ۷
یاری اهل دلان در دل و جانش باشد ۱
دردمندی که به جان دُردی دردش نوشد
راحت جان طلبی در دو جهانش باشد ۲
آتش عشق دلم سوخت چنان داغی را
در قیامت چو بجویند نشانش باشد ۳
دیدهٔ اهل نظر نور از او می یابد
این چنین نور چنان عین عیانش باشد ۴
عاقل ار عشق ندارد بر ما آنش نیست
رند مستی طلب ای دوست که آنش باشد ۵
هر گدائی که بود بر در سلطان دائم
همچو ما بر دو جهان حکم روانش باشد ۶
نعمت الله بسی بندگی سید کرد
لاجرم منصب عالی چنانش باشد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۶ - تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشد
گوهر بعدی:غزل ۵۶۸ - ناز با یار غار خوش باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.