هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از مفاهیمی مانند عشق، رندی، تقوا، و مستی معنوی سخن می‌گوید. او از افتادن در راه عشق و رهایی از قید عقل و تقوای خشک صحبت می‌کند و به زیبایی‌های معنوی و عرفانی اشاره دارد. همچنین، از مفاهیمی مانند خواب، خیال، و مستی به عنوان نمادهایی برای بیان حالات روحی استفاده شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کهن فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۷۲۴ - زاهد دگر از خلوت تقوی به درافتاد

زاهد دگر از خلوت تقوی به درافتاد
عقل آمد و با عشق درافتاد ور افتاد ۱

ما سر به در خانهٔ خمار نهادیم
پا بر سر ما هر که نهاد او به سر افتاد ۲

مه روشنئی یافت که شد بدر تمامی
نوری مگر از مهر رخت بر قمر افتاد ۳

افتاد در این کوی خرابات بسی دل
المنة لله که بار دگر افتاد ۴

برخواستن از رهگذر او نتواند
هر عاشق مستی که در آن رهگذر افتاد ۵

در خواب به جز نقش خیالش نتوان دید
ور زانکه کسی دید مرا از نظر افتاد ۶

صد بار درین کوی خرابات فتادم
عیبم مکن ارزان که گذارم دگر افتاد ۷

هر دیده که او نقش خیال دگری دید
گر مردم چشم است که او از بصر افتاد ۸

رندی که به میخانهٔ سید گذری کرد
تا یافت خبر مست شد و بی خبر افتاد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۲۳ - در سراپردهٔ دل خانه خدا را طلبید
گوهر بعدی:غزل ۷۲۵ - آتشی در نهاد جان افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.