هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق به معشوق (سید) و مستی و شوریدگی در راه او سخن میگوید. شاعر از خرابات، مینوشی، و عشق به یاران سید یاد میکند و ایمان خود را به زلف کافر معشوق پیوند میزند. در پایان، شاعر اشاره میکند که همه نعمتالله را دوست دارند و او همان سید است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و خرابات ممکن است برای گروههای سنی پایین مناسب نباشد.
غزل ۸۰۵ - بیا ای جان و ای جانان سید
بیا ای جان و ای جانان سید
بیا ای شاه و ای سلطان سید ۱
بیا و جام می پر کن به ماده
که تا نوشیم با یاران سید ۲
خراباتست و ما مست و خرابیم
حریف جملهٔ رندان سید ۳
سر ما بعد از این و خاک پایت
به خاک پای سرمستان سید ۴
ز کفر زلف او بستیم زُنار
از آن محکم بود ایمان سید ۵
کتاب ذوق اگر خوانی سراسر
بود آن آیتی در شأن سید ۶
همه کس نعمت الله دوست دارد
بود آن نعمت الله آن سید ۷
بیا ای شاه و ای سلطان سید ۱
بیا و جام می پر کن به ماده
که تا نوشیم با یاران سید ۲
خراباتست و ما مست و خرابیم
حریف جملهٔ رندان سید ۳
سر ما بعد از این و خاک پایت
به خاک پای سرمستان سید ۴
ز کفر زلف او بستیم زُنار
از آن محکم بود ایمان سید ۵
کتاب ذوق اگر خوانی سراسر
بود آن آیتی در شأن سید ۶
همه کس نعمت الله دوست دارد
بود آن نعمت الله آن سید ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۰۴ - خاک پاک ما به می بسرشته اند
گوهر بعدی:غزل ۸۰۶ - گر یار غار خواهی مائیم یار سید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.