هوش مصنوعی:
متن بالا از مولانا است و به موضوع عشق و رهایی از تعلقات دنیوی و دینی میپردازد. شاعر توصیه میکند که از کفر و ایمان، دنیا و آخرت، و حتی عیبجویی دیگران بگذریم و به سمت وحدت و عشق الهی حرکت کنیم. او بر مردانه قدم برداشتن در راه عشق و دوری از تکلف تأکید دارد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند گذشتن از کفر و ایمان ممکن است نیاز به بلوغ فکری داشته باشد.
غزل ۸۶۱ - عشق بازی از سر جان درگذر
عشق بازی از سر جان درگذر
کفر را بگذار و ایمان در گذر ۱
دنیی و عقبی به این و آن گذار
همچو ما از این و از آن درگذر ۲
زاهدان گر عیب رندان می کنند
درگذر از جرم ایشان درگذر ۳
دُرد دردش نوش کن گر عاشقی
دردمندانه ز درمان درگذر ۴
از دوئی بگذر که تا یابی یکی
بشنو و چون شیر مردان درگذر ۵
در طریق عاشقی مردانه رو
تا بیابی ذوق مستان در گذر ۶
بی تکلف نعمت الله را بجوی
در خیال نقش بندان در گذر ۷
کفر را بگذار و ایمان در گذر ۱
دنیی و عقبی به این و آن گذار
همچو ما از این و از آن درگذر ۲
زاهدان گر عیب رندان می کنند
درگذر از جرم ایشان درگذر ۳
دُرد دردش نوش کن گر عاشقی
دردمندانه ز درمان درگذر ۴
از دوئی بگذر که تا یابی یکی
بشنو و چون شیر مردان درگذر ۵
در طریق عاشقی مردانه رو
تا بیابی ذوق مستان در گذر ۶
بی تکلف نعمت الله را بجوی
در خیال نقش بندان در گذر ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶۰ - بیا از بود و از نابوده بگذر
گوهر بعدی:غزل ۸۶۲ - عاشقم من به قطب دین حیدر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.