هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به بررسی رابطهی بین اسماء الهی، ذات خداوند و جهان هستی میپردازد. شاعر بیان میکند که هر یک از اسماء الهی صورتی در علم خداوند دارد و وجود همهی موجودات از جود اوست. کثرت اسماء الهی در عالم عدم از صفات او نشأت میگیرد و رحمت ذاتش حتی غضب را نیز در بر میگیرد. عالم هستی به عنوان تن و عشق و جان توصیف شده و وجود همهچیز به وجود خداوند وابسته است. شاعر همچنین به رابطهی بین ظاهر و باطن، وحدت و کثرت، و نقش حجاب در شناخت عالم اشاره میکند.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به دانش و تجربهی کافی در زمینهی عرفان و فلسفه دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۱ - هر یک از اسمای حق در علم او
هر یک از اسمای حق در علم او
صورتی دارد که باشد عین تو ۱
نور هر عینی که می بیند بصر
وجه خاصی می نماید در نظر ۲
جود او بخشید اسما را وجود
ورنه اسما را به خود بودی نبود ۳
هر چه موجود است مرحوم خداست
گر چه اسمای وی و اعیان ماست ۴
کثرت اسمای او اندر عدم
از صفاتش نقش می بندد قلم ۵
چون صفت از ذات او دارد وجود
رحمت ذاتش غضب را داده بود ۶
راحم و مرحوم از آن می خوانمش
اسم او ذات و صفت می دانمش ۷
نسخهٔ اعیان اگر خوانی تمام
شرح اسما را بدانی والسلام ۸
جملهٔ عالم تن است و عشق و جان
اسم ظاهر این و باطن اسم آن ۹
یک مسمی دان و اسما صدهزار
یک وجود و صد هزارش اعتبار ۱۰
صورتش جام است و معنی می بود
گرچه هر دو نزد ما یک شی بود ۱۱
در دو میدان یک یکی و دو یکی
نیک دریابش که گفتم نیککی ۱۲
بی وجود او همه عالم عدم
بر وجود او همه عالم عَلَم ۱۳
عالم از بسط وجود عام اوست
هرچه می بینی ز جود عام اوست ۱۴
اوئی او ذاتی و ماتی ما
عارضی باشد فنا شو زین فنا ۱۵
مائی عالم نقاب عالم است
بلکه عالم خود حجاب عالم است ۱۶
جاودان این حجاب ای جان من
ای خلیل الله ِ من برهان من ۱۷
حال عالم با تو می گویم تمام
تا بدانی حال عالم والسلام ۱۸
صورتی دارد که باشد عین تو ۱
نور هر عینی که می بیند بصر
وجه خاصی می نماید در نظر ۲
جود او بخشید اسما را وجود
ورنه اسما را به خود بودی نبود ۳
هر چه موجود است مرحوم خداست
گر چه اسمای وی و اعیان ماست ۴
کثرت اسمای او اندر عدم
از صفاتش نقش می بندد قلم ۵
چون صفت از ذات او دارد وجود
رحمت ذاتش غضب را داده بود ۶
راحم و مرحوم از آن می خوانمش
اسم او ذات و صفت می دانمش ۷
نسخهٔ اعیان اگر خوانی تمام
شرح اسما را بدانی والسلام ۸
جملهٔ عالم تن است و عشق و جان
اسم ظاهر این و باطن اسم آن ۹
یک مسمی دان و اسما صدهزار
یک وجود و صد هزارش اعتبار ۱۰
صورتش جام است و معنی می بود
گرچه هر دو نزد ما یک شی بود ۱۱
در دو میدان یک یکی و دو یکی
نیک دریابش که گفتم نیککی ۱۲
بی وجود او همه عالم عدم
بر وجود او همه عالم عَلَم ۱۳
عالم از بسط وجود عام اوست
هرچه می بینی ز جود عام اوست ۱۴
اوئی او ذاتی و ماتی ما
عارضی باشد فنا شو زین فنا ۱۵
مائی عالم نقاب عالم است
بلکه عالم خود حجاب عالم است ۱۶
جاودان این حجاب ای جان من
ای خلیل الله ِ من برهان من ۱۷
حال عالم با تو می گویم تمام
تا بدانی حال عالم والسلام ۱۸
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۸
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰ - عین ما از حب ذاتی فیض یافت
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - هر نفس جامی به رندی می دهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.