هوش مصنوعی:
در این متن، شاعر از عشق و سودا به عنوان بخشی جداییناپذیر از زندگی خود یاد میکند و جهان را در تسخیر عشق خود میبیند. او از زلف یار به عنوان نمادی از این سودا نام میبرد که همواره بر سر او سایه افکنده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک کامل آن نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و نمادهای شعری دارد.
رباعی ۱۸ - دریای محیط جرعهٔ ساغر ماست
دریای محیط جرعهٔ ساغر ماست
عالم به تمام گوشهٔ کشور ماست ۱
ما از سر زلف خویش سودا زده ایم
خوش سودائی که دائما بر سر ماست ۲
عالم به تمام گوشهٔ کشور ماست ۱
ما از سر زلف خویش سودا زده ایم
خوش سودائی که دائما بر سر ماست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۵۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۷ - تا بر سر ما سایهٔ شاهنشه ماست
گوهر بعدی:رباعی ۱۹ - گفتم جنت گفت که بستان شماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.