هوش مصنوعی:
شاعر از گذر بهار و از دست دادن فرصتهای شادی و لذت در این فصل ابراز تأسف میکند. او به نداشتن عزم برای استفاده از زیباییهای بهار و غرق نشدن در شادیهای آن اشاره میکند و از این بابت افسوس میخورد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و استعارههای ادبی ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم باشد.
غزل ۵۵۶ - بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی
بهار رفت و نکردیم عزم جای خوشی
برهنه سر بنشستیم در هوای خوشی ۱
بهار رفت و به هنگامهٔ نواسنجان
ولی از هوش نرفتیم از نوای خوشی ۲
بهار رفت و به مستان گریه دوست دمی
نداشتیم سرودی به های های خوشی ۳
بهار رفت و نبردیم هم عنان چمن
دلی گرفته ز عمری به دلگشای خوشی ۴
بهار رفت و به گلبانگ بلبلان چمن
پیاله ای نکشیدیم در هوای خوشی ۵
به ترهات تو عرفی خوشند دانایان
ندیده ام به جهان چون تو ژاژخای خوشی ۶
برهنه سر بنشستیم در هوای خوشی ۱
بهار رفت و به هنگامهٔ نواسنجان
ولی از هوش نرفتیم از نوای خوشی ۲
بهار رفت و به مستان گریه دوست دمی
نداشتیم سرودی به های های خوشی ۳
بهار رفت و نبردیم هم عنان چمن
دلی گرفته ز عمری به دلگشای خوشی ۴
بهار رفت و به گلبانگ بلبلان چمن
پیاله ای نکشیدیم در هوای خوشی ۵
به ترهات تو عرفی خوشند دانایان
ندیده ام به جهان چون تو ژاژخای خوشی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۵ - بشتاب در راه طلب، بگذر ز هر آسودنی
گوهر بعدی:غزل ۵۵۷ - اگر آرایش از دکانچهٔ ناموس بستانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.