هوش مصنوعی:
شاعر به جنازهای مینگرد که پس از صد سال چیدن گلهای باغ عیش، مرده است. وقتی میپرسد چه چیزی از این باغ و بهار با خود برده، پاسخ میشنود: «دل پرخونی که تو هم خواهی برد.»
رده سنی:
16+
محتوا به موضوع مرگ و فلسفهٔ زندگی میپردازد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. درک این متن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم انتزاعی دارد.
رباعی ۸۲ - رفتم به جنازهٔ یک تن که فسرد
رفتم به جنازهٔ یک تن که فسرد
صد سال ز باغ عیش گل چید و بمرد ۱
گفتم چه برون برد از این باغ و بهار
گفتا دل پر خون که تو هم خواهی برد ۲
صد سال ز باغ عیش گل چید و بمرد ۱
گفتم چه برون برد از این باغ و بهار
گفتا دل پر خون که تو هم خواهی برد ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۵۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸۱ - شوخی که ز خنده چشمهٔ نوش شود
گوهر بعدی:رباعی ۸۳ - جمعی به درت گریه و آه آوردند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.