هوش مصنوعی:
این متن به داستان عرفانی و شوریدگی یک عارف اشاره دارد که با شنیدن اسرار الهی، فریاد برمیآورد و به دار آویخته میشود. او با تجلی نور حق در باطن خود، سر خود را فدا میکند و از این عمل پشیمان نمیشود. متن به مفاهیمی مانند فداکاری در راه حق، عشق الهی، پاکی درون و رسیدن به مقام انسان کامل (بنیآدم) اشاره دارد. همچنین، تأکید بر این است که انسان با طاعت و پاکی درون میتواند به نور الهی متصل شود و به مقامات عرفانی دست یابد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به صحنههای شدید مانند دار زدن و بریدن اعضا وجود دارد که مناسب گروههای سنی پایین نیست.
ادامه (صفحهٔ ۴۰ و ۴۱ مفقود است)
چو تسبیح از خواهر این اسرار بشنود
بزد یک نعره و بر دار شد زود ۱
چو ببریدند یکسر جمله اعضاش
جدا کردند از کل جمله اجزاش ۲
چو در باطن تجلی نور حق دید
فدا کرد او سر و زین سر نگردید ۳
اناالحق میزد و میگفت ای دوست
چو میدانم که میدانیم نیکوست ۴
ببینم کین تن خاکی به ناسوت
فدا گردد به جان از بهر لاهوت ۵
اگر این را به پیشت هست مقدار
بیامرزش که با من کرد این کار ۶
مناجاتش در آن سروقت این بود
چو صادق بود در دعوی چنین بود ۷
تو را نیز ار بود این استطاعت
که باطن را کنی روشن به طاعت ۸
درون گر پاک داری چون برونت
ز نور حق شود روشن درونت ۹
بنی آدم شوی آنکه مکرم
ز نور حق رسد فیضت دمادم ۱۰
ز فیض حق درونت جوش گیرد
به زورت عشق در آغوش گیرد ۱۱
بدانی خویش را آن دم ز معشوق
بر آری نعرهٔ مستی به عیوق ۱۲
همی گویی انالحق همچو حلاج
ستانی از ملایک در شرف باج ۱۳
بنی آدم گروهی بس شریفند
لطیفند و شریفند و ظریفند ۱۴
بنی آدم نباشد هر خسیسی
نباشد چون فرشته هر بلیسی ۱۵
بزد یک نعره و بر دار شد زود ۱
چو ببریدند یکسر جمله اعضاش
جدا کردند از کل جمله اجزاش ۲
چو در باطن تجلی نور حق دید
فدا کرد او سر و زین سر نگردید ۳
اناالحق میزد و میگفت ای دوست
چو میدانم که میدانیم نیکوست ۴
ببینم کین تن خاکی به ناسوت
فدا گردد به جان از بهر لاهوت ۵
اگر این را به پیشت هست مقدار
بیامرزش که با من کرد این کار ۶
مناجاتش در آن سروقت این بود
چو صادق بود در دعوی چنین بود ۷
تو را نیز ار بود این استطاعت
که باطن را کنی روشن به طاعت ۸
درون گر پاک داری چون برونت
ز نور حق شود روشن درونت ۹
بنی آدم شوی آنکه مکرم
ز نور حق رسد فیضت دمادم ۱۰
ز فیض حق درونت جوش گیرد
به زورت عشق در آغوش گیرد ۱۱
بدانی خویش را آن دم ز معشوق
بر آری نعرهٔ مستی به عیوق ۱۲
همی گویی انالحق همچو حلاج
ستانی از ملایک در شرف باج ۱۳
بنی آدم گروهی بس شریفند
لطیفند و شریفند و ظریفند ۱۴
بنی آدم نباشد هر خسیسی
نباشد چون فرشته هر بلیسی ۱۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۵
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:در مناظرهٔ موسی علیهالسلام
گوهر بعدی:در بیان نهایت عشق است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.