هوش مصنوعی:
در این متن، پیرزاهدای در بصره زندگی میکند که بسیار عابد است. هر صبح با نفس خود درگیر میشود و سعی میکند از وسوسههای آن بگریزد. نفس از او سؤالاتی مانند چه بخورد، چه بپوشد و به کجا برود میپرسد و او پاسخ میدهد که مرگ و کفن در انتظارش است. در نهایت، متن تأکید میکند که کسی که نفس خود را کنترل کند و آن را خوار شمارد، سعادتمند است.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مرگ و کفن ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
من زَهَد فیالدّنیا وَجَد مُلکا لایبلی
بود پیری به بصره در زاهد
که نبود آن زمان چنو عابد ۱
گفت هر بامداد برخیزم
تا از این نفسِ شوم بگریزم ۲
نفس گوید مرا که هان ای پیر
چه خوری بامداد کن تدبیر ۳
بازگو مر مرا که تا چه خورم
منش گویم که مرگ و در گذرم ۴
گوید آنگاه نفسِ من با من
که چه پوشم بگویمش که کفن ۵
بعد از آن مر مرا سؤال کند
آروزهای بس محال کند ۶
که کجا رفت خواهی ای دل کور
منش گویم خموش تا لب گور ۷
تا مگر بر خلاف نفس نَفَس
بتوانم زدن ز بیم عسس ۸
بخ بخ آنکس که نفس را دارد
خوار و در پیش خویش نگذارد ۹
که نبود آن زمان چنو عابد ۱
گفت هر بامداد برخیزم
تا از این نفسِ شوم بگریزم ۲
نفس گوید مرا که هان ای پیر
چه خوری بامداد کن تدبیر ۳
بازگو مر مرا که تا چه خورم
منش گویم که مرگ و در گذرم ۴
گوید آنگاه نفسِ من با من
که چه پوشم بگویمش که کفن ۵
بعد از آن مر مرا سؤال کند
آروزهای بس محال کند ۶
که کجا رفت خواهی ای دل کور
منش گویم خموش تا لب گور ۷
تا مگر بر خلاف نفس نَفَس
بتوانم زدن ز بیم عسس ۸
بخ بخ آنکس که نفس را دارد
خوار و در پیش خویش نگذارد ۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۹
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:من اَمَنَ بطاعته فقد خَسَر خُسراناً مبینا
گوهر بعدی:فی صفةالزهد و الزّاهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.