هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از تنهایی و حسرت خود میگوید. او احساس میکند که در درونش صدها آواز وجود دارد، اما کسی نیست که آنها را بشنود یا به آنها پاسخ دهد. همچنین، او از شب و بیخوابی سخن میگوید و اینکه مانند یک رویا در حسرت گذرانده است.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق مانند تنهایی، حسرت و بیخوابی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. این متن更适合 افرادی که تجربههای عاطفی پیچیدهتری دارند و میتوانند با این احساسات ارتباط برقرار کنند.
غزلِ ناتمام...
به هر تارِ جانم صد آواز هست
دریغا که دستی به مضراب نیست.
چو رویا به حسرت گذشتم، که شب
فروخفت و با کس سرِ خواب نیست.
۱۳۳۹
دریغا که دستی به مضراب نیست.
چو رویا به حسرت گذشتم، که شب
فروخفت و با کس سرِ خواب نیست.
۱۳۳۹
۲۲۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:انگیزههای خاموشی
گوهر بعدی:شبانه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.