هوش مصنوعی:
شخصیت اصلی در یک شب به کنار تپه میرسد و با احساس تنهایی و اندوه، عناصر طبیعت مانند کهکشان، شهاب، غبار کاروانها و ریگستان سکوت را مشاهده میکند. در نهایت، یک لبخند ناگهانی و فروپاشی تپه شب در چشمانش، او را به تماشایی خاموش و فراموشی صدا میکشاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی مانند تنهایی، اندوه و فروپاشی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از تصاویر شاعرانه و انتزاعی نیاز به درک ادبی بالاتری دارد.
آن برتر
به کنار تپه شب رسید.
با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست.
دستم را در تاریکی اندوهی بالا بردم
و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم،
شهاب نگاهش مرده بود.
غبار کاروان ها را نشان دادم
و تابش بیراهه ها
و بیکران ریگستان سکوت را،
و او
پیکره اش خاموشی بود.
لالایی اندوهی بر ما وزید.
تراوش سیاه نگاهش با زمزمه سبز علف ها آمیخت.
و ناگاه
از آتش لب هایش جرقه لبخندی پرید.
در ته چشمانش ، تپه شب فرو ریخت .
و من،
در شکوه تماشا، فراموشی صدا بودم.
با طنین روشن پایش آیینه فضا شکست.
دستم را در تاریکی اندوهی بالا بردم
و کهکشان تهی تنهایی را نشان دادم،
شهاب نگاهش مرده بود.
غبار کاروان ها را نشان دادم
و تابش بیراهه ها
و بیکران ریگستان سکوت را،
و او
پیکره اش خاموشی بود.
لالایی اندوهی بر ما وزید.
تراوش سیاه نگاهش با زمزمه سبز علف ها آمیخت.
و ناگاه
از آتش لب هایش جرقه لبخندی پرید.
در ته چشمانش ، تپه شب فرو ریخت .
و من،
در شکوه تماشا، فراموشی صدا بودم.
۲۲۶۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:…
گوهر بعدی:آوای گیاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.