هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از تغییر حالات عاشق در برابر معشوق سخن میگوید. توصیف زلفِ معشوق، چشمهای او، و تأثیراتش بر عاشق، همراه با مضامین عشق، گمراهی، و تحول روحی است. در نهایت، عاشق از غم فراق مینالد و حال دلش را با تصاویر طبیعی مانند دریا و قطره بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
چشمه، دریا، قطره ...
حلقه حلقهٔ زلفش، تا ز باد لرزان شد
باد شد عبیر افشان، نرخ مشک ارزان شد ۱
هم ز گردش چشمش حال ما دگرگون شد
هم ز حلقهٔ زلفش، جمع ما پریشان شد ۲
مشکل مرا ای دل بود نقطهای موهوم
چون دهان او دیدم، مشکل من آسان شد ۳
شیخ شد به کیش عشق، دین خود بداد از دست
گمرهی به ره آمد، کافری مسلمان شد ۴
زلف را به رخ افشان کرد و صبح ما تاریک
کفر را تماشا کن کو حجاب ایمان شد ۵
از غم فراق او، حال دل اگر پرسی
چشمه بود دریا گشت، قطره بود عمان شد ۶
باد شد عبیر افشان، نرخ مشک ارزان شد ۱
هم ز گردش چشمش حال ما دگرگون شد
هم ز حلقهٔ زلفش، جمع ما پریشان شد ۲
مشکل مرا ای دل بود نقطهای موهوم
چون دهان او دیدم، مشکل من آسان شد ۳
شیخ شد به کیش عشق، دین خود بداد از دست
گمرهی به ره آمد، کافری مسلمان شد ۴
زلف را به رخ افشان کرد و صبح ما تاریک
کفر را تماشا کن کو حجاب ایمان شد ۵
از غم فراق او، حال دل اگر پرسی
چشمه بود دریا گشت، قطره بود عمان شد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غوغای محشر
گوهر بعدی:خمخانه حق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.