هوش مصنوعی:
شاعر از دل میپرسد که چرا غمگین است و از مرگ میترسد، در حالی که مانند درخت از تیشه نباید ترسید. اگر هم به ناخوشی از این دنیا بروند، باید خوشحال باشند که از هزاران اندیشه رستهاند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم فلسفی درباره زندگی و مرگ است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
رباعی ۱۵۱ - ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه
ای دل به چه غم خوردنت آمد پیشه
وز مرگ چه ترسی، چو درخت از تیشه ۱
گر زانکه به ناخوشی برندت زینجا
خوش باش که رستی ز هزار اندیشه ۲
وز مرگ چه ترسی، چو درخت از تیشه ۱
گر زانکه به ناخوشی برندت زینجا
خوش باش که رستی ز هزار اندیشه ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۵۰ - ای پای شرف بر سر افلاک زده
گوهر بعدی:رباعی ۱۵۲ - گر مغز همه بینی و گر پوست همه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.