هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دلِ خطرپذیر و عشق به بلا سخن می‌گوید و از سرگشتگی و گم‌شدگی عقل در هوای نفس یاد می‌کند. او از درد و غم می‌گوید که همچون یاری وفادار همراه اوست و از کینه و جفا که با جانش درآمیخته است. تلاش‌هایش بی‌ثمر مانده، زیرا دل و دیده‌اش اسیر هوای نفس شده‌اند. در پایان، شاعر به شک می‌افتد که آیا او هم انسان است، چراکه انسان‌ها یا بت‌پرست هستند یا خداپرست.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳ - دارم دلی مخاطره جوی بلا پرست

دارم دلی مخاطره جوی بلا پرست
سرگشته رایِ گم شده عقلِ هوا پرست ۱

با درد و غم به طبع، چو یاری وفا نمای
با جان خود به کینه، چو خصمی جفا پرست ۲

سعی‌ام هبا شده است و طلب بیهده، از آنک
بیهوده جوی شد دل و دیده هوا پرست ۳

ممکن که من نه آدمی‌ام، ز آنکه آدمی
یا بت پرست باشد و یا بس خدا پرست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲ - در مقامی که رسد زو به دل و جان آسیب
گوهر بعدی:غزل ۴ - بگسلم از تو، با که پیوندم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.