هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به سوگ و مرثیه برای فردی با نام "صبوری" میپردازد که در حوزهی ادب و هنر تأثیرگذار بوده است. شعر به توصیف تأثیر مرگ او بر دنیای ادبیات، فضل و هنر میپردازد و از فقدان او به عنوان ضایعهای بزرگ یاد میکند. همچنین، اشارهای به امیدواری در آخرت و روی آوردن به درگاه رضا دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و عرفانی است و درک کامل آن نیاز به آشنایی با اصطلاحات و مفاهیم شعری و فلسفی دارد. همچنین، موضوع سوگ و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شمارهٔ ۱۰۳ - در رثاء پدر
شمسهٔ ملک سخن را تا افول آمد پدید
جامهٔ شب شد سیاه و دیده مه شد سپید ۱
چون صبوری آسمان دیگر نبیند در زمین
زان که چون او در زمانه دیدهٔ گردون ندید ۲
ماتم او دکهٔ فضل و ادب را در ببست
وز غم او رخنه درکاخ هنر آمد پدید ۳
زان که درکاخ هنر بودی وجود او عماد
دکه فضل و ادب را نیز شخص اوکلید ۴
ای دپغ از آن ضمیر پیر و آن طبع جوان
کزجفای چرخ خاک تیره را مسکن گزید ۵
آن که بودی در بر نظمش زبان نطق لال
وآن که گشتی در ره نثرش دل دانا بلید ۶
کام جان را بودگفتارش همه شهد وشکر
گوش دل را بود اشعارش همه در نضید ۷
رونق بازار شعر از این عزا در هم شکست
قامت اهل سخن یکسر از این ماتم خمید ۸
خامهدرسوکشزبانببرید واندرخوننشست
نامه از مرگش سیه پوشید و پیراهن درید ۹
سر به درگاه رضا بنهاد از روی رضا
با دل دانا و رای روشن و بخت سعید ۱۰
خواست تا پور دلافگارش بهار داغدار
مصرعی گوید پی تاربخ آن فحل وحید ۱۱
هاتفی از بقعه ناگه سر برآورد و سرود
مرصبوری را به این درگه بود روی امید ۱۲
جامهٔ شب شد سیاه و دیده مه شد سپید ۱
چون صبوری آسمان دیگر نبیند در زمین
زان که چون او در زمانه دیدهٔ گردون ندید ۲
ماتم او دکهٔ فضل و ادب را در ببست
وز غم او رخنه درکاخ هنر آمد پدید ۳
زان که درکاخ هنر بودی وجود او عماد
دکه فضل و ادب را نیز شخص اوکلید ۴
ای دپغ از آن ضمیر پیر و آن طبع جوان
کزجفای چرخ خاک تیره را مسکن گزید ۵
آن که بودی در بر نظمش زبان نطق لال
وآن که گشتی در ره نثرش دل دانا بلید ۶
کام جان را بودگفتارش همه شهد وشکر
گوش دل را بود اشعارش همه در نضید ۷
رونق بازار شعر از این عزا در هم شکست
قامت اهل سخن یکسر از این ماتم خمید ۸
خامهدرسوکشزبانببرید واندرخوننشست
نامه از مرگش سیه پوشید و پیراهن درید ۹
سر به درگاه رضا بنهاد از روی رضا
با دل دانا و رای روشن و بخت سعید ۱۰
خواست تا پور دلافگارش بهار داغدار
مصرعی گوید پی تاربخ آن فحل وحید ۱۱
هاتفی از بقعه ناگه سر برآورد و سرود
مرصبوری را به این درگه بود روی امید ۱۲
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۲
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۰۲ - پیام ایران
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۰۴ - در ذم می
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.