هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان شاعری است که از درد هجران و دوری یار مینالد و از تلخیهای عشق و نیشهای هجر شکایت میکند. شاعر از دوستان میخواهد که با عشوههای تلخ دلهای شکسته را نیازارند و از یار میخواهد که به عیادت او بیاید. در پایان، شاعر از محیطی عرفانی با چنگ و دف و ذکر یاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شمارهٔ ۱۴۲ - به یکی از دوستان
ای شوکت ای شکسته دل دوستان خویش
بر جان عاشقان مزن از هجر خویش نیش ۱
گر بنگری در آینهٔ قلب خویشتن
بینی به خود ارادت یاران زپیش بیش ۲
اوقات دوستان مکن از زهر عشوه تلخ
قلب فسردگان مکن از نیش غمزه ریش ۳
وصل تو داشت حوزهٔ ارباب ذوق جمع
هجر تو کرد خاطر مجموعشان پریش ۴
گویند از آن لب شکرین تلخ گفتهای
تلخی به شکر تو نچسبد به صد سریش ۵
گیرم که مردک هروی خورده شکری
ما و تو آن گرفت نبایستمان به ریش ۶
طبع حسود پنجه گشاید به هر دروغ
مرد غریق دست گذارد به هر حشیش ۷
یک شب عیادت من بیمار پیش گیر
نبود گنه عیادت یاران به هیچ کیش ۸
اینجا دلیست خسته و مشتی گل و کتاب
واندر نهاده مجمرهٔ زرد هشت پیش ۹
وان شاهد صغیر به آهنگ بم و زبر
با ذکر یا مجیر بود گرم کار خویش ۱۰
سوی دگر ندیم سبکروح تلخوش
بیگانه با مدّلس و با اهل ذوق خویش ۱۱
چنگ و دف و ترانه گرت نیز آرزوست
همراه خود بیار ولی بی سبیل و ریش! ۱۲
بر جان عاشقان مزن از هجر خویش نیش ۱
گر بنگری در آینهٔ قلب خویشتن
بینی به خود ارادت یاران زپیش بیش ۲
اوقات دوستان مکن از زهر عشوه تلخ
قلب فسردگان مکن از نیش غمزه ریش ۳
وصل تو داشت حوزهٔ ارباب ذوق جمع
هجر تو کرد خاطر مجموعشان پریش ۴
گویند از آن لب شکرین تلخ گفتهای
تلخی به شکر تو نچسبد به صد سریش ۵
گیرم که مردک هروی خورده شکری
ما و تو آن گرفت نبایستمان به ریش ۶
طبع حسود پنجه گشاید به هر دروغ
مرد غریق دست گذارد به هر حشیش ۷
یک شب عیادت من بیمار پیش گیر
نبود گنه عیادت یاران به هیچ کیش ۸
اینجا دلیست خسته و مشتی گل و کتاب
واندر نهاده مجمرهٔ زرد هشت پیش ۹
وان شاهد صغیر به آهنگ بم و زبر
با ذکر یا مجیر بود گرم کار خویش ۱۰
سوی دگر ندیم سبکروح تلخوش
بیگانه با مدّلس و با اهل ذوق خویش ۱۱
چنگ و دف و ترانه گرت نیز آرزوست
همراه خود بیار ولی بی سبیل و ریش! ۱۲
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۴۱ - تغزل
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۴۳ - بیدار شو!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.