هوش مصنوعی: این متن شعری است که به بیان احساسات عاشقانه و فلسفی می‌پردازد. شاعر از عشق، انتظار، و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند حقیقت، جستجو، و ناپایداری زندگی اشاره می‌کند. همچنین، از عناصر طبیعت مانند گل و خزان برای تقویت معانی استفاده شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای خوانندگان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۴۷ - مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد

مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد
این باشد آن نباشد آن باشد این نباشد ۱

با انگبین لبت را سنجیده‌ام مکرر
شهدی که در لب تست در انگبین نباشد ۲

قومی به فکر مشغول قومی بدین گرفتار
غافل که آنچه‌جویند درکفر و دین نباشد ۳

در نکتهٔ دهانت هرکس کند گمانی
تا تو سخن نگویی کس را یقین نباشد ۴

ماه فلک ز حسنت خواهد برد نصیبی
ورنه همیشه سیرش گرد زمین نباشد ۵

خواهم سایم سر ارادت بر آستانت
شرمنده‌ام که چیزیم در آستین نباشد ۶

یابد ز دام زلفش صید دلم رهایی
گر چشم صیدگیرش اندرکمین نباشد ۷

با ترکتاز چشمش نیکو مقاومت کرد
حقاکه چون دل من حصنی حصین نباشد ۸

گفتم بهار مسکین خواهدگلی ز باغت
گفتا خزان رسیده است گل بعد ازین نباشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۶ - درغمش هرشب به گردون پیک آهم می‌رسد
گوهر بعدی:شماره ۴۸ - اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.