هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از باد صبا می‌پرسد که از موی جانانش چه می‌خواهد. او از روزگار پریشان خود شکایت دارد و می‌گوید که دلش را برده‌اند و حال از جانش چه می‌خواهند. شاعر از بازگشت سیل غم به کلبه ویرانش متحیر است و می‌پرسد که دیگر چه می‌خواهند. او اشاره می‌کند که جز آشیانه بلبل و گلی بر شاخه‌ای چیزی نمانده و از صبا می‌پرسد که دیگر از گلستانش چه می‌خواهد. در پایان، شاعر به کمال یافتن نهال از آب چشم‌اش اشاره می‌کند و می‌پرسد که از گل خندانش جز این چه می‌خواهند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و غم‌انگیز است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۱۰۰ - صبا ز طرهٔ جانان من چه می‌خواهی

صبا ز طرهٔ جانان من چه می‌خواهی
ز روزگار پریشان من چه می‌خواهی‌؟ ۱

دلم ببردی و گویی که جان بیار ای دوست
به حیرتم که تو از جان من چه می‌خواهی‌؟ ۲

دوباره آمدی ای سیل غم‌، نمی‌دانم
دگر ز کلبهٔ ویران من چه می‌خواهی‌؟ ۳

جز آشیانه بلبل گلی به شاخ نماند
صبا دگر ز گلستان من چه می‌خواهی‌؟ ۴

کمال یافت نهالت ز آب چشم «‌بهار»
جز اینقدر، گل خندان من چه می‌خواهی‌؟ ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۹ - ای کمان‌ابرو به عاشق کن ترحم گاه گاهی
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - ای تازه بهار نغز و زببایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.