هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد غربت و دوری از وطن می‌گوید و بیان می‌کند که تنها کسی که روزگار خراب و رنج‌های او را درک می‌کند، کسی است که خودش نیز چنین دردهایی را تحمل کرده است. او از زلف به عنوان نماد پریشانی یاد می‌کند و از آن می‌خواهد که دلش را نگاه دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی مانند غربت، درد دوری از وطن و رنج‌های روحی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شمارهٔ ۵۲ - غم وطن

نه هرکه درد دیار و غم وطن دارد
به‌ راستی خیر از درد و داغ من دارد ۱

ز روزگار خرابم کسی شود آگاه
که خار در جگر و قفل بر دهن دارد ۲

به‌حق‌شام‌غریبان نگاهدار ای زلف
دل مراکه پریشانی از وطن دارد ۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۱ - در هجو مردی کوسج و کچل
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۳ - تاریخ وفات «‌مستغنی‌» دانشمند افغان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.