هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر به گفتوگویی طنزآمیز با فردی اشاره میکند که از فضل و دانش او میپرسد. شاعر با اشاره به نمادهای اساطیری مانند گاو و ماهی، از بیثباتی دنیا سخن میگوید و دنیا را مانند چیزی توصیف میکند که بر شاخ گاو ایستاده و همیشه در حال تغییر است.
رده سنی:
15+
محتوا شامل مفاهیم فلسفی و اساطیری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از طنز و زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات دارد.
شمارهٔ ۸۱ - لطیفه
مثقلی با من ز روی طنز گفت
صحبت از فضلت به کشور میرود ۱
گر ترا دستی است درعلم سیر
کشف این رمزت میسر میرود ۲
این جهان چه؟ گاو چه؟ ماهی کدام
کز خیالش عقلم از سر میرود ۳
گفتم اندر بیثباتیهای دهر
زبن اشارتها مکرر میرود ۴
یعنی این دنیاست روی شاخ گاو
پشت کردی، تا به آخر میرود ۵
صحبت از فضلت به کشور میرود ۱
گر ترا دستی است درعلم سیر
کشف این رمزت میسر میرود ۲
این جهان چه؟ گاو چه؟ ماهی کدام
کز خیالش عقلم از سر میرود ۳
گفتم اندر بیثباتیهای دهر
زبن اشارتها مکرر میرود ۴
یعنی این دنیاست روی شاخ گاو
پشت کردی، تا به آخر میرود ۵
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۵
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۸۰ - در مرگ پروین
گوهر بعدی:شمارهٔ ۸۲ - جهد و کوشش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.