هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مخاطب میخواهد به عمق وجود و زیباییهای درونی او نگاه کند، نه به ظواهر. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیهات زیبا، مانند دریای شیرینی، موج گهربار، عیسی، موسی و دیگر نمادها، به توصیف حالات روحی و معنوی میپردازد. او مخاطب را به درک عمیقتر از زندگی و هستی دعوت میکند و از او میخواهد که از ظواهر فاصله بگیرد و به حقیقت درونی توجه کند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مفاهیم ارتباط برقرار کنند و از آن بهرهمند شوند.
غزل ۲۵۲۶ - نکو بنگر به روی من، نه آنم من که هر باری
نِکو بِنْگَر به رویِ من، نه آنم من که هر باری
بِبین دریایِ شیرینی، بِبین موجِ گُهَرباری ۱
کِه بُگْریزد زِدستِ حَق؟ کِه پَرهیزد زِشَستِ حَق؟
قیامَت کو که تا بیند، به نَقْدْ این شور و شَر باری؟ ۲
یکی دَستَش چو قَبض آمد، یکی دَستَش چو بَسط آمد
نداری زین دو بیرون شو، گَهِ باش و سَفَر باری ۳
چو عیسی گَر شِکَر خندی، شِکَرخنده بِبین از وِیْ
چو موسی گَر کَمَر بَندی، بَران کوه و کَمَر باری ۴
شُدی دَربانِ هر دونی، به زیرِ بامِ گَردونی
به کویِ یارِ ما دَررو، که بینی بام و دَرباری ۵
به شاخِ گُل هَمیگفتم چه میرَقصی دَرین گُلْخَن؟
دَرآ در باغِ جانْ بِنْگَر، شکوفه وْشاخِ تَر باری ۶
عُطارِد را هَمیگفتم به فَضْل و فَن شُدی غِرِّه
قَلَم بِشْکَن، بیا بِشْنو پیامِ نیشِکَر باری ۷
به گوشِ زُهره میگفتم که گوشَت گرم شُد از میْ
سَر اَنْدَر بَزمِ سُلطان کُن، بِبین سودایِ سَر باری ۸
چو سوسن صد زبان داری، زبانْ دَرکَش ازین زاری
زِغُنچهیْ بَسته لب بِشْنو، زِخاموشانْ خَبَر باری ۹
بِبین دریایِ شیرینی، بِبین موجِ گُهَرباری ۱
کِه بُگْریزد زِدستِ حَق؟ کِه پَرهیزد زِشَستِ حَق؟
قیامَت کو که تا بیند، به نَقْدْ این شور و شَر باری؟ ۲
یکی دَستَش چو قَبض آمد، یکی دَستَش چو بَسط آمد
نداری زین دو بیرون شو، گَهِ باش و سَفَر باری ۳
چو عیسی گَر شِکَر خندی، شِکَرخنده بِبین از وِیْ
چو موسی گَر کَمَر بَندی، بَران کوه و کَمَر باری ۴
شُدی دَربانِ هر دونی، به زیرِ بامِ گَردونی
به کویِ یارِ ما دَررو، که بینی بام و دَرباری ۵
به شاخِ گُل هَمیگفتم چه میرَقصی دَرین گُلْخَن؟
دَرآ در باغِ جانْ بِنْگَر، شکوفه وْشاخِ تَر باری ۶
عُطارِد را هَمیگفتم به فَضْل و فَن شُدی غِرِّه
قَلَم بِشْکَن، بیا بِشْنو پیامِ نیشِکَر باری ۷
به گوشِ زُهره میگفتم که گوشَت گرم شُد از میْ
سَر اَنْدَر بَزمِ سُلطان کُن، بِبین سودایِ سَر باری ۸
چو سوسن صد زبان داری، زبانْ دَرکَش ازین زاری
زِغُنچهیْ بَسته لب بِشْنو، زِخاموشانْ خَبَر باری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۲۵ - اگر گلهای رخسارش ازان گلشن بخندیدی
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲۷ - بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.