هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و سوداییشدن سخن میگوید و از بیخویشی و بیماری خود در این راه شکایت میکند. او از عقل و خرد خود گلایه دارد که به جای کمک، وسواس و پریشانی به او میدهد. همچنین، از دیگران میخواهد که دلهای خود را حفظ کنند و به او نزدیک نشوند تا نظارهگر یا دلدادهاش نباشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند سوداییشدن و شکایت از عقل ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۲۵۳۷ - مگردانید با دلبر، به حق صحبت و یاری
مَگَردانید با دِلْبَر، به حَقِّ صحبُت و یاری
هر آنچه دوش میگفتم زِبی خویشیّ و بیماری ۱
وَگَر ناگَهْ قَضاءَ اللَّه، ازینها بِشْنَود آن مَهْ
خود او داند که سودایی چه گوید در شبِ تاری ۲
چو نَبْوَد عقل در خانه، پَریشان باشد افسانه
گَهی زیر و گَهی بالا، گَهی جنگ و گَهی زاری ۳
اگر شورِ مرا یَزدان کُند توزیع بر عالَم
نبینی هیچ یک عاقل، شوند از عقلها عاری ۴
مَگَر ای عقل تو بر من همه وَسواس میریزی؟
مَگَر ای ابر تو بر من شرابِ شور میباری؟ ۵
مُسلمانان مُسلمانان، شما دلها نِگَه دارید
مَگَردا کَس به گِردِ من، نه نَظّاره نه دِلْداری ۶
هر آنچه دوش میگفتم زِبی خویشیّ و بیماری ۱
وَگَر ناگَهْ قَضاءَ اللَّه، ازینها بِشْنَود آن مَهْ
خود او داند که سودایی چه گوید در شبِ تاری ۲
چو نَبْوَد عقل در خانه، پَریشان باشد افسانه
گَهی زیر و گَهی بالا، گَهی جنگ و گَهی زاری ۳
اگر شورِ مرا یَزدان کُند توزیع بر عالَم
نبینی هیچ یک عاقل، شوند از عقلها عاری ۴
مَگَر ای عقل تو بر من همه وَسواس میریزی؟
مَگَر ای ابر تو بر من شرابِ شور میباری؟ ۵
مُسلمانان مُسلمانان، شما دلها نِگَه دارید
مَگَردا کَس به گِردِ من، نه نَظّاره نه دِلْداری ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۳۶ - مثال باز رنجورم زمین بر، من ز بیماری
گوهر بعدی:غزل ۲۵۳۸ - حجاب از چشم بگشایی، که سبحان الذی اسری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.