هوش مصنوعی:
یک خرس گرسنه وارد باغی میشود و در جستجوی میوه به درخت امرودی میرسد که پر از میوههای درخشان است. با دیدن میوهها، خرس هیجانزده میشود و سعی میکند از درخت بالا برود، اما خارهای تیز اطراف درخت مانع او میشوند. خرس پس از تلاش ناموفق و آسیب دیدن از خارها، ناامید و عصبانی میشود و باغ را ترک میکند. در نهایت، او باغ را به عنوان وقف برای مزار پدرش اعلام میکند و از حرص و آز خود پشیمان میشود.
رده سنی:
10+
این متن دارای مفاهیم اخلاقی و تمثیلی است که برای کودکان زیر 10 سال ممکن است پیچیده باشد. همچنین، استفاده از واژگان و ساختارهای ادبی قدیمی نیاز به درک بالاتری دارد. با این حال، برای نوجوانان و بزرگسالان میتواند جذاب و آموزنده باشد.
شمارهٔ ۶۹ - خرس و امرود
یکی گرسنه خرس در باغ جست
مگرمیوه نغزی آرد بدست ۱
به هرسو نگه کرد با حرص وآز
یک امرود بن دید رسته دراز ۲
به بالا بلند و به پهلو فراخ
ستبر وکشن برگ و بسیار شاخ ۳
ز هر برگ، رخشان یکی آمرود
چو نجم ثریا زچرخ کبود ۴
بجنبید و غرید خرس از شعف
بمالید بر خاک هر چار کف ۵
همی جست چابک به ساق درخت
که پرچین خارش بدرید رخت ۶
نگه کردکز ساقه تا بیخ شاخ
همی خاربن برشده لاخ لاخ ۷
ببسته است دهقان داننده کار
بهساق درخت از پی دزد، خار ۸
همه خارها چون سرنیزهها
کزان نیزهها کس نگشتی رها ۹
غمی گشتخرس از چنانسختجای
بگشت و بلیسید دو دست و پای ۱۰
برنجید از آن کار، زاندازه بیش
ولیکن نیاورد با روی خویش ۱۱
روان کشتازآنباغو با خویش کفت
که رسم بزرگی نشاید نهفت ۱۲
من این باغ امرود و این بار تر
نهادم به وقف مزار پدر ۱۳
چو بینیش بر خاک ره سوده شد
زبانش به خیرات بگشوده شد ۱۴
کسی چون ز سودی جدا ماندا
مران سود را ناروا خواندا ۱۵
مگرمیوه نغزی آرد بدست ۱
به هرسو نگه کرد با حرص وآز
یک امرود بن دید رسته دراز ۲
به بالا بلند و به پهلو فراخ
ستبر وکشن برگ و بسیار شاخ ۳
ز هر برگ، رخشان یکی آمرود
چو نجم ثریا زچرخ کبود ۴
بجنبید و غرید خرس از شعف
بمالید بر خاک هر چار کف ۵
همی جست چابک به ساق درخت
که پرچین خارش بدرید رخت ۶
نگه کردکز ساقه تا بیخ شاخ
همی خاربن برشده لاخ لاخ ۷
ببسته است دهقان داننده کار
بهساق درخت از پی دزد، خار ۸
همه خارها چون سرنیزهها
کزان نیزهها کس نگشتی رها ۹
غمی گشتخرس از چنانسختجای
بگشت و بلیسید دو دست و پای ۱۰
برنجید از آن کار، زاندازه بیش
ولیکن نیاورد با روی خویش ۱۱
روان کشتازآنباغو با خویش کفت
که رسم بزرگی نشاید نهفت ۱۲
من این باغ امرود و این بار تر
نهادم به وقف مزار پدر ۱۳
چو بینیش بر خاک ره سوده شد
زبانش به خیرات بگشوده شد ۱۴
کسی چون ز سودی جدا ماندا
مران سود را ناروا خواندا ۱۵
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۵
۴۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶۸ - راستی
گوهر بعدی:شمارهٔ ۷۰ - شاه حریص ترجمهٔ یکی !ز قطعات فر!نسه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.