هوش مصنوعی:
این شعر به بیان احساسات و اندیشههای شاعر دربارهی جاودانگی، عشق، آزادی، و تأثیر هنر و کلام بر جامعه میپردازد. شاعر با افتخار از بنیاد پایداری که برای خود ساخته سخن میگوید و تأکید میکند که آثار او، مانند منارهی سکندر، پایدار و بلند خواهند ماند. او از روح لطیف و جاودانهای که در بربطش پنهان است سخن میگوید و اطمینان دارد که حتی پس از مرگ جسمانی، نام و کلامش زنده خواهد ماند. شاعر به تأثیر سخنانش بر آزادی و انقلاب افکار اشاره میکند و از هموطنانش میخواهد که او را به یاد داشته باشند. در پایان، او از طبع سخنسرای خود میخواهد که بیهراس از تهدیدها، به راه حق ادامه دهد و فضای جهان را از آواز خود پر کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند آزادی، انقلاب، و جاودانگی وجود دارد که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
بنای یادگار
در دهر بزرگ یادگاری
کردم ز برای خویش بنیاد ۱
بنیاد بنای پایداری
بییاری دست من شد ایجاد ۲
*
* ۳
خار و خس روزگار ناساز
سد کردن راه او نیارد ۴
چون بانی خود ز فرط اعزاز
سر پیش کسی فرو نیارد ۵
*
* ۶
ز آسیب زمانه برکنار است
کز خاک منست دیر پاتر ۷
ستوار و بلند و پایدار است
مانند منارهٔ سکندر ۸
*
* ۹
در بربط من شدست پنهان
این روح لطیف لایزالی ۱۰
از مردن تن نیم هراسان
کاز من نشود زمانه خالی ۱۱
در عرصهٔ پهندشت سقلاب
ز آوازهام افتد انقلابی ۱۲
وز جلوه به جلوه گاه مهتاب
مشهور شوم چو آفتابی ۱۳
*
* ۱۴
تا زنده بود یکی در این بوم
تا زنده بود کمیت نامم ۱۵
تا هست سخن به دهر معلوم
معلوم جهان بود کلامم ۱۶
*
* ۱۷
هر هموطن سرودخوانی
گویاست به یاد من زبانش ۱۸
افتد سخنم به هر زبانی
آزادی و عشق ترجمانش ۱۹
*
* ۲۰
با بربط خود به جنبش آرم
هر شش جهت و چهارسو را ۲۱
واندر دل خلق زنده دارم
اخلاق و عواطف نکو را ۲۲
*
* ۲۳
در ساحت این زمانه تار
رحم از دل من فکند سایه ۲۴
حریت و انقلاب افکار
از گفتهٔ من گرفت مایه ۲۵
*
* ۲۶
ای طبع سخنسرای من، خیز
تا در ره حق شوی سخنساز ۲۷
اندیشه مکن ز خنجر تیز
مغرور مشو به تاج اعزاز ۲۸
*
* ۲۹
تا بیخردان به آزمایش
مستیز و ره وقار بگزین ۳۰
فارغ ز نکوهش و ستایش
خونسرد بهآفرین و نفرین ۳۱
*
* ۳۲
بر بربط خود بناز بنشین
کن با پر و بال نغمه پرواز ۳۳
وز خاک برآ به اوج پروبن
پرکن همهٔ فضا از آواز ۳۴
*
* ۳۵
تا اختر نحس نامرادی
این پنبه زگوش خود برآرد ۳۶
وز چشم فلک ز فرط شادی
اختر عوض سرشگ بارد ۳۷
کردم ز برای خویش بنیاد ۱
بنیاد بنای پایداری
بییاری دست من شد ایجاد ۲
*
* ۳
خار و خس روزگار ناساز
سد کردن راه او نیارد ۴
چون بانی خود ز فرط اعزاز
سر پیش کسی فرو نیارد ۵
*
* ۶
ز آسیب زمانه برکنار است
کز خاک منست دیر پاتر ۷
ستوار و بلند و پایدار است
مانند منارهٔ سکندر ۸
*
* ۹
در بربط من شدست پنهان
این روح لطیف لایزالی ۱۰
از مردن تن نیم هراسان
کاز من نشود زمانه خالی ۱۱
در عرصهٔ پهندشت سقلاب
ز آوازهام افتد انقلابی ۱۲
وز جلوه به جلوه گاه مهتاب
مشهور شوم چو آفتابی ۱۳
*
* ۱۴
تا زنده بود یکی در این بوم
تا زنده بود کمیت نامم ۱۵
تا هست سخن به دهر معلوم
معلوم جهان بود کلامم ۱۶
*
* ۱۷
هر هموطن سرودخوانی
گویاست به یاد من زبانش ۱۸
افتد سخنم به هر زبانی
آزادی و عشق ترجمانش ۱۹
*
* ۲۰
با بربط خود به جنبش آرم
هر شش جهت و چهارسو را ۲۱
واندر دل خلق زنده دارم
اخلاق و عواطف نکو را ۲۲
*
* ۲۳
در ساحت این زمانه تار
رحم از دل من فکند سایه ۲۴
حریت و انقلاب افکار
از گفتهٔ من گرفت مایه ۲۵
*
* ۲۶
ای طبع سخنسرای من، خیز
تا در ره حق شوی سخنساز ۲۷
اندیشه مکن ز خنجر تیز
مغرور مشو به تاج اعزاز ۲۸
*
* ۲۹
تا بیخردان به آزمایش
مستیز و ره وقار بگزین ۳۰
فارغ ز نکوهش و ستایش
خونسرد بهآفرین و نفرین ۳۱
*
* ۳۲
بر بربط خود بناز بنشین
کن با پر و بال نغمه پرواز ۳۳
وز خاک برآ به اوج پروبن
پرکن همهٔ فضا از آواز ۳۴
*
* ۳۵
تا اختر نحس نامرادی
این پنبه زگوش خود برآرد ۳۶
وز چشم فلک ز فرط شادی
اختر عوض سرشگ بارد ۳۷
قالب: چهارپاره
تعداد ابیات: ۳۷
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مرغ شباهنگ
بعدی:رباعیات
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.