هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناامیدی و درد عشق سخن میگوید. او احساس میکند که عشقش بیپاسخ مانده و یارش به احساسات او توجهی ندارد. با وجود رنجهای فراوان، هنوز پاداشی برای عشق و محبتش دریافت نکرده است. این شعر پر از غم و اندوه ناشی از عشق یکطرفه است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل احساسات بیانشده نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شمارهٔ ۲ - غزل
یقین درم اثر امشو بهایهای مو نیست
که یار مسته و گوشش بگریههای مو نیست ۱
خدا خدا چه ثمر ای موذناکامشو
خدا خدای شمایه خدا خدای مو نیست ۲
نمود خونمه پامال و خونبها مه نداد
زدم چو بر دمنش دست، گفت پای مو نیست ۳
بریز خونمه با دست نازنین خودت
چره که بیتر ازی هیچه خونبهای مو نیست ۴
بهار اگر شو صدبار بمیرم از غم دوست
بجرم عشق و محبت، هنوز جزای مو نیست ۵
که یار مسته و گوشش بگریههای مو نیست ۱
خدا خدا چه ثمر ای موذناکامشو
خدا خدای شمایه خدا خدای مو نیست ۲
نمود خونمه پامال و خونبها مه نداد
زدم چو بر دمنش دست، گفت پای مو نیست ۳
بریز خونمه با دست نازنین خودت
چره که بیتر ازی هیچه خونبهای مو نیست ۴
بهار اگر شو صدبار بمیرم از غم دوست
بجرم عشق و محبت، هنوز جزای مو نیست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱ - بهشت خدا
گوهر بعدی:شمارهٔ ۳ - غزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.