هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و جدایی مینالد و بیان میکند که معشوقش از حال او بیخبر است. او از ناامیدی و بیپناهی در عشق سخن میگوید و اشاره میکند که عشق جز رنج و خون جگر چیزی برایش نداشته است. همچنین، او از انتظار و استقامت به عنوان تنها راهحل یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ضربی (در ماهور)
ز من نگارم خبر ندارد
به حال زارم نظر ندارد ۱
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من خبر ندارد ۲
کجا رود دل که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ که پر ندارد ۳
امان از این عشق فغان از این عشق
که غیر خون جگر ندارد ۴
همه سیاهی همه تباهی
مگر شب ما سحر ندارد ۵
بهار مضطر منال دیگر
که آه و زاری اثر ندارد ۶
جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگر ندارد ۷
ز هر دو سر، بر سرش بکوبند
کسی که تیغ دو سر ندارد ۸
به حال زارم نظر ندارد ۱
خبر ندارم من از دل خود
دل من از من خبر ندارد ۲
کجا رود دل که دلبرش نیست
کجا پرد مرغ که پر ندارد ۳
امان از این عشق فغان از این عشق
که غیر خون جگر ندارد ۴
همه سیاهی همه تباهی
مگر شب ما سحر ندارد ۵
بهار مضطر منال دیگر
که آه و زاری اثر ندارد ۶
جز انتظار و جز استقامت
وطن علاج دگر ندارد ۷
ز هر دو سر، بر سرش بکوبند
کسی که تیغ دو سر ندارد ۸
وزن:
مفاعلن فع مفاعلن فع
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:زن با هنر (سهگاه)
گوهر بعدی:بیات اصفهان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.