هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از تجربیات زندگی خود سخن می‌گوید، از فقر و قناعت تا پیری و ندامت. او از روز حساب، عبادت، و از دست دادن فرصت‌های جوانی می‌گوید. در نهایت، شکرگزار خداوند است که در پایان عمر به حقیقت رسیده و از دیگران حمایت کرده است.
رده سنی: 18+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی، پشیمانی از گذشته و تفکر در مورد مرگ و حساب است که برای مخاطبان بزرگسال قابل درک و مرتبط است.

غزل ۱۳۲ - برگ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا

برگ عیش آماده از فقر و قناعت شد مرا
دست خود از هر چه شستم پاک، قسمت شد مرا ۱

خود حسابی شد دل آگاه را روز حساب
دیده انصاف میزان قیامت شد مرا ۲

پیری از دنیای باطل کرد روی من به حق
قامت خم گشته محراب عبادت شد مرا ۳

هر می تلخی که بردم در جوانی ها به کار
وقت پیری مایه اشک ندامت شد مرا ۴

دانه ای جز خوردن دل نیست در هنگامه ها
حیف از اوقاتی که صرف دام صحبت شد مرا ۵

آنچه در ایام پیری کم شد از نور بصر
باعث افزونی نور بصیرت شد مرا ۶

منت ایزد را که در انجام عمر آمد به دست
در جوانی گر ز کف دامان فرصت شد مرا ۷

دست هر کس را گرفتم صائب از افتادگان
بر چراغ زندگی دست حمایت شد مرا ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۱ - نیست ممکن قرب آتش بال و پر سوزد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۳۳ - از سر زلف تو بر دل کار مشکل شد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.