هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، رنج و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از درد عشق، اشکها و تلاشهای بیثمر مینالد و به تصاویری مانند آهوی گرفتار، سیلاب اشک و زلف پیچدار معشوق اشاره میکند. همچنین، از تقصیرها و خطاهای خود سخن میگوید و در پایان، با اشاره به شمشیر و خون، به نوعی مقاومت یا غرور نیز اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعاری است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند خون و شمشیر ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۲۵۱ - تن به بیماری دهد چشمش پی تسخیر ما
تن به بیماری دهد چشمش پی تسخیر ما
لنگ سازد خویش را آهوی آهوگیر ما ۱
خانه ی ما در ره سیلاب اشک افتاده است
حیف از اوقاتی که گردد صرف در تعمیر ما ۲
راه زلف او به طی کردن نمی آید به سر
ورنه کوتاهی ندارد طره شبگیر ما ۳
آب می گردیم اگر بر روی ما آری گناه
بگذر ای پیر مغان دانسته از تقصیر ما ۴
خاک راه انگار و درد جرعه ای بر ما بریز
گرد خجلت را بشو از چهره تقصیر ما ۵
همچو زخم تازه خون گردد روان از جوی شیر
بیستون را بر کمر آید اگر شمشیر ما ۶
بس که صائب شد خطا از صید و بر خارا نشست
خنده دندان نما زد اره بر شمشیر ما ۷
لنگ سازد خویش را آهوی آهوگیر ما ۱
خانه ی ما در ره سیلاب اشک افتاده است
حیف از اوقاتی که گردد صرف در تعمیر ما ۲
راه زلف او به طی کردن نمی آید به سر
ورنه کوتاهی ندارد طره شبگیر ما ۳
آب می گردیم اگر بر روی ما آری گناه
بگذر ای پیر مغان دانسته از تقصیر ما ۴
خاک راه انگار و درد جرعه ای بر ما بریز
گرد خجلت را بشو از چهره تقصیر ما ۵
همچو زخم تازه خون گردد روان از جوی شیر
بیستون را بر کمر آید اگر شمشیر ما ۶
بس که صائب شد خطا از صید و بر خارا نشست
خنده دندان نما زد اره بر شمشیر ما ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۰ - حاجت دام و کمندی نیست در تسخیر ما
گوهر بعدی:غزل ۲۵۲ - در نظر واکردنی گردید طی پرواز ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.