هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی‌های طبیعت و احساسات عاشقانه می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند ابروی بتان، تیغ و ساغر، گل و باغبان، نسیم و کاروان، ستاره و آسمان، و خورشید و برگ‌های خزان استفاده کرده تا احساسات عمیق عاشقانه و دردهای ناشی از عشق را بیان کند. همچنین، اشاره‌ای به غیرت و همت عالی دارد که نشان‌دهنده‌ی جنبه‌های اخلاقی و انسانی است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای ادبی نیاز به درک بالاتری دارد که معمولاً در سنین نوجوانی و بزرگسالی توسعه می‌یابد.

غزل ۳۲۷ - عتاب و لطف می گردد ز ابروی بتان پیدا

عتاب و لطف می گردد ز ابروی بتان پیدا
که باشد قوت بازوی هر کس از کمان پیدا ۱

چو تار از گوهر و جوهر ز تیغ و موجه از ساغر
بود از پیکر سیمین او رگهای جان را ۲

نسازد حسن را چون مضطرب نادیدن عاشق؟
که گل بر خویش لرزد چون نباشد باغبان پیدا ۳

نسیم پیرهن را در کنار مصر می گیرم
که دارد صبر، تا گردد غبار کاروان پیدا؟ ۴

نمی آید به چشم از پرتو دل، داغهای من
ستاره روز روشن چون شود از آسمان پیدا؟ ۵

ز آه سرد من خورشید تابان رنگ می بازد
بلرزد برگ بر خود چون شود باد خزان پیدا ۶

نیامد آفتاب بی مروت بر سر احسان
چو ماه نو ز پهلویم نشد تا استخوان پیدا ۷

چه باشد شعله غیرت، چراغ زیر دامن را؟
نگردد همت عالی به زیر آسمان پیدا ۸

درین موسم که صائب می کند هنگامه آرایی
چه خوش باشد اگر بلبل شود در بوستان پیدا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۶ - اگر در دل ز سوز عشق داغی می شود پیدا
گوهر بعدی:غزل ۳۲۸ - به عریانی نگردد از لطافت آن بدن پیدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.