هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، حیرت، رهایی از تعلقات دنیوی و جستجوی معنویت میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی یاد میکند که حتی در تاریکیها میدرخشد و انسان را به سمت حقیقت هدایت میکند. همچنین، او از بیثباتی دنیا و اهمیت رسیدن به بینش عمیق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۳۸ - اگر غفلت نهان در سنگ خارا می کند ما را
اگر غفلت نهان در سنگ خارا می کند ما را
جوانمردست درد عشق، پیدا می کند ما را ۱
ندارد صرفه ای آیینه ما را جلا دادن
شود رسوای عالم هر که رسوا می کند ما را ۲
تماشای بساط زودسیر عالم امکان
نظر پوشیدنی دارد که بینا می کند ما را ۳
اگر روشنگر حیرت به حال ما نپردازد
که دیگر ساده از نقش تمنا می کند ما را؟ ۴
اگر چون قطره در دریای کثرت راه ما افتد
خیال دور گرد یار، تنها می کند ما را ۵
به تلخی قطره ما را ز دریا ابر اگر گیرد
به شیرینی دگر در کار دریا می کند ما را ۶
کدامین غبن ازین افزون بود ما بی نیازان را؟
که چرخ بی بصیرت خرج دنیا می کند ما را ۷
ز چشم بد خدا آن چشم میگون را نگه دارد!
که در هر گردشی مست تماشا می کند ما را ۸
همین عشقی که روز ما ازو شب شد، اگر خواهد
به داغی آفتاب عالم آرا می کند ما را ۹
اگر چون شانه از هر چاک، دل راهی کند پیدا
همان زلف سبکدستش ز سر وا می کند ما را ۱۰
چنین معلوم شد از گوشمال آسمان صائب
که بهر محفل دیگر مهیا می کند ما را ۱۱
جوانمردست درد عشق، پیدا می کند ما را ۱
ندارد صرفه ای آیینه ما را جلا دادن
شود رسوای عالم هر که رسوا می کند ما را ۲
تماشای بساط زودسیر عالم امکان
نظر پوشیدنی دارد که بینا می کند ما را ۳
اگر روشنگر حیرت به حال ما نپردازد
که دیگر ساده از نقش تمنا می کند ما را؟ ۴
اگر چون قطره در دریای کثرت راه ما افتد
خیال دور گرد یار، تنها می کند ما را ۵
به تلخی قطره ما را ز دریا ابر اگر گیرد
به شیرینی دگر در کار دریا می کند ما را ۶
کدامین غبن ازین افزون بود ما بی نیازان را؟
که چرخ بی بصیرت خرج دنیا می کند ما را ۷
ز چشم بد خدا آن چشم میگون را نگه دارد!
که در هر گردشی مست تماشا می کند ما را ۸
همین عشقی که روز ما ازو شب شد، اگر خواهد
به داغی آفتاب عالم آرا می کند ما را ۹
اگر چون شانه از هر چاک، دل راهی کند پیدا
همان زلف سبکدستش ز سر وا می کند ما را ۱۰
چنین معلوم شد از گوشمال آسمان صائب
که بهر محفل دیگر مهیا می کند ما را ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۷ - نه بوی گل، نه رنگ لاله از جا می برد ما را
گوهر بعدی:غزل ۳۳۹ - اگر چه نیست غیر از کوه غم فریادرس ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.