هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر طبیعی مانند آب، گل، سرو و موج، به بیان احساسات عاشقانه و فلسفی می‌پردازد. شاعر از عشق، زیبایی و ناپایداری زندگی سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا، مفاهیم عمیق را منتقل می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۹۱۵ - تا گل ز عکس عارض او چیده است آب

تا گل ز عکس عارض او چیده است آب
در چشمه از نشاط نگنجیده است آب ۱

بر روی آب آنچه نماید حباب نیست
صد پیرهن ز عکس تو بالیده است آب ۲

تا سرو خوش خرام تو از باغ رفته است
رخسار خود ز موج خراشیده است آب ۳

نعلش در آتش است ز هر موج پیش بحر
آسودگی ز عمر کجا دیده است آب ۴

غلطد چنین که بر دم شمشیر خون من
هرگز به روی سبزه نغلطیده است آب ۵

نگذاشت آب در جگر تیغ زخم من
از تیغ اگر چه زخم ندزدیده است آب ۶

زینسان که من به نیک و بد دهر ساختم
با خار و گل ز لطف نجوشیده است آب ۷

ضایع مساز حرف نصیحت به غافلان
بر روی پای خفته که پاشیده است آب؟ ۸

پیچد چنان که در تن خاکی روان من
در جویبار تنگ نپیچیده است آب ۹

صائب ز خوشگواری آب است بی خبر
هر کس که از سفال ننوشیده است آب ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۱۴ - ای خوشه چین سنبل زلف تو مشک ناب
گوهر بعدی:غزل ۹۱۶ - جای صدف بود ز گرانی زمین در آب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.