هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند عشق، آزادگی، فقر، و ارزشهای معنوی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند زلف و دل، آواز و شعله، فقر و جود، و وجود و نیستی برای بیان احساسات و اندیشههای عمیق استفاده کرده است. همچنین، به چالشهای زندگی مانند حسادت و ملامت اشاره میکند و در نهایت، بر تأثیر کلام و نوشتار در زنده کردن دلهای مرده تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
غزل ۹۸۷ - در خم آن زلف دلها را سرود دیگرست
در خم آن زلف دلها را سرود دیگرست
شعله آواز را در شب نمود دیگرست ۱
نه لب از گفتن خبر دارد نه گوش از استماع
در میان اهل دل گفت و شنود دیگرست ۲
حرف سایل سبز کردن گر چه باشد از کرم
حفظ آب روی اهل فقر جود دیگرست ۳
در طریقت هستی هر کس به قدر نیستی است
بی وجودان را درین دیوان وجود دیگرست ۴
می توان یک عمر پوشیدن که باشد تازه رو
کسوت عریان تنی را تار و پود دیگرست ۵
چشم بد بسیار دارد در کمین آزادگی
طوق قمری سرو را چشم حسود دیگرست ۶
گر چه دارد سودها آسودگی از باج و خرج
در زیان گشتن شریک خلق سود دیگرست ۷
جای هر سنگ ملامت بر تن مجنون من
بخت ناساز دگر، چرخ کبود دیگرست ۸
زنده می گردند از گفتار او دلمردگان
کلک صائب اصفهان را زنده رود دیگرست ۹
شعله آواز را در شب نمود دیگرست ۱
نه لب از گفتن خبر دارد نه گوش از استماع
در میان اهل دل گفت و شنود دیگرست ۲
حرف سایل سبز کردن گر چه باشد از کرم
حفظ آب روی اهل فقر جود دیگرست ۳
در طریقت هستی هر کس به قدر نیستی است
بی وجودان را درین دیوان وجود دیگرست ۴
می توان یک عمر پوشیدن که باشد تازه رو
کسوت عریان تنی را تار و پود دیگرست ۵
چشم بد بسیار دارد در کمین آزادگی
طوق قمری سرو را چشم حسود دیگرست ۶
گر چه دارد سودها آسودگی از باج و خرج
در زیان گشتن شریک خلق سود دیگرست ۷
جای هر سنگ ملامت بر تن مجنون من
بخت ناساز دگر، چرخ کبود دیگرست ۸
زنده می گردند از گفتار او دلمردگان
کلک صائب اصفهان را زنده رود دیگرست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۸۶ - صبح محشر آن پریرو را نقاب دیگرست
گوهر بعدی:غزل ۹۸۸ - حسن را با بی قراران گیر و دار دیگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.