هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق، به بیان احساسات عاشقانه، رنجهای عشق، و مفاهیم عرفانی مانند فقر و ندامت میپردازد. شاعر از عناصر طبیعت مانند گل، شبنم، و باد برای بیان حالات درونی خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این شعر更适合 افرادی که با ادبیات کلاسیک فارسی و مفاهیم عرفانی آشنایی دارند.
غزل ۱۱۴۶ - از عرق تا چهره گلرنگ جانان تر شده است
از عرق تا چهره گلرنگ جانان تر شده است
دامن گلهابه شبنم آتشین بستر شده است ۱
نقد می سازد قیامت را به عاشق شور عشق
دامن صحرا به مجنون دامن محشر شده است ۲
نیست در زندان آهن بی قراران را قرار
سینه سنگ از شرار شوخ من مجمر شده است ۳
چون توانم همسفر شد با سبکپایان شوق؟
من که دامن پیش پایم سد اسکندر شده است ۴
در قیامت شسته رو برخیزد از آغوش خاک
چهره هر کس که از اشک ندامت تر شده است ۵
مانع پرواز من کوتاهی بال و پرست
بادبان بر کشتی بی طالعم لنگر شده است ۶
می شود طومار عمرش طی به اندک فرصتی
چون قلم هر کس ز بی مغزی زبان آور شده است ۷
علم رسمی تیره دارد سینه صاف مرا
بی صفا آیینه ام از کثرت جوهر شده است ۸
چون توانم داشت پنهان فقر را از چشم خلق؟
خرقه صد پاره بر بی برگیم محضر شده است ۹
خورده ام چون موی آتش دیده چندین پیچ و تاب
تا رگ ابرم ز دریا رشته گوهر شده است ۱۰
می کند بی دست و پایی دشمنان را مهربان
شعله بر خاشاک من بسیار بال و پر شده است ۱۱
تا چه خواهد کرد صائب با دل مومین من
آتشین رویی کز او آیینه خاکستر شده است ۱۲
دامن گلهابه شبنم آتشین بستر شده است ۱
نقد می سازد قیامت را به عاشق شور عشق
دامن صحرا به مجنون دامن محشر شده است ۲
نیست در زندان آهن بی قراران را قرار
سینه سنگ از شرار شوخ من مجمر شده است ۳
چون توانم همسفر شد با سبکپایان شوق؟
من که دامن پیش پایم سد اسکندر شده است ۴
در قیامت شسته رو برخیزد از آغوش خاک
چهره هر کس که از اشک ندامت تر شده است ۵
مانع پرواز من کوتاهی بال و پرست
بادبان بر کشتی بی طالعم لنگر شده است ۶
می شود طومار عمرش طی به اندک فرصتی
چون قلم هر کس ز بی مغزی زبان آور شده است ۷
علم رسمی تیره دارد سینه صاف مرا
بی صفا آیینه ام از کثرت جوهر شده است ۸
چون توانم داشت پنهان فقر را از چشم خلق؟
خرقه صد پاره بر بی برگیم محضر شده است ۹
خورده ام چون موی آتش دیده چندین پیچ و تاب
تا رگ ابرم ز دریا رشته گوهر شده است ۱۰
می کند بی دست و پایی دشمنان را مهربان
شعله بر خاشاک من بسیار بال و پر شده است ۱۱
تا چه خواهد کرد صائب با دل مومین من
آتشین رویی کز او آیینه خاکستر شده است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۴۵ - بوسه از لعلت قدح در چشمه کوثر زده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۴۷ - از خط شبرنگ حسن یار صد چندان شده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.