هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به مفاهیمی مانند عشق، وحدت در کثرت، نقش تقدیر و سرنوشت، و تأثیر نور معنویت در زندگی انسان میپردازد. شاعر از درد عشق به عنوان درمانی برای دردهای دیگر یاد میکند و به ارتباط بین انسان و جهان هستی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در این شعر برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
غزل ۱۴۴۵ - هر که از درد طلب شکوه کند نامردست
هر که از درد طلب شکوه کند نامردست
عشق دردی است که درمان هزاران دردست ۱
کثرت خلق به وحدت نرساند نقصان
که علم غوطه به لشکر زده است و فردست ۲
مهر و مه نور دهد تا نظر ما بیناست
چرخ در گرد بود تا سر ما در گردست ۳
کوچه گردان جنون موج سرایی دارند
عشرت روی زمین رزق بیابانگردست ۴
جرم ابنای زمان را ز فلک می دانیم
هر چه شب دزد نماید گنه شبگردست ۵
مس طلا می شود از نور عبادت صائب
روی شبخیز چو خورشید ازان رو زردست ۶
عشق دردی است که درمان هزاران دردست ۱
کثرت خلق به وحدت نرساند نقصان
که علم غوطه به لشکر زده است و فردست ۲
مهر و مه نور دهد تا نظر ما بیناست
چرخ در گرد بود تا سر ما در گردست ۳
کوچه گردان جنون موج سرایی دارند
عشرت روی زمین رزق بیابانگردست ۴
جرم ابنای زمان را ز فلک می دانیم
هر چه شب دزد نماید گنه شبگردست ۵
مس طلا می شود از نور عبادت صائب
روی شبخیز چو خورشید ازان رو زردست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۴۴ - شبنم غنچه بیدار دلان چشم بدست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴۶ - دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.