خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به انتقاد از غفلت انسانها از ارزشهای درونی و معنوی میپردازد. شاعر اشاره میکند که افراد به جای توجه به اصل وجودی خود (که از گل ساخته شدهاند)، به ظواهر و مادیات مشغول شدهاند. همچنین، از خشکمغزی و عدم انعطاف برخی افراد و نیز از غفلت جامعه از ذکر خداوند انتقاد میکند. در نهایت، شاعر بر اهمیت خلق نیکو به عنوان بالاترین نعمت تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم انتزاعی و انتقادی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۹۴ - خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند
خانه آرایان ز تعمیر درون غافل شدند
اصلشان چون بود از گل، خرج آب و گل شدند ۱
خشک مغزانی که نشکستند خود را چون حباب
چون کف دریا، وبال دامن ساحل شدند ۲
نغمه پردازی کنند از سیلی باد خزان
چون صنوبر سرفرازانی که صاحبدل شدند ۳
جای حیرت نیست اهل عقل اگر مجنون شوند
حیرت از دیوانگان دارم که چون عاقل شدند ۴
سبز شد در دست مردم دانه تسبیحها
بس که در دوران ما از ذکر حق غافل شدند ۵
نیست صائب دولتی بالاتر از خلق نکو
از چنین دولت چرا اهل جهان غافل شدند؟ ۶
اصلشان چون بود از گل، خرج آب و گل شدند ۱
خشک مغزانی که نشکستند خود را چون حباب
چون کف دریا، وبال دامن ساحل شدند ۲
نغمه پردازی کنند از سیلی باد خزان
چون صنوبر سرفرازانی که صاحبدل شدند ۳
جای حیرت نیست اهل عقل اگر مجنون شوند
حیرت از دیوانگان دارم که چون عاقل شدند ۴
سبز شد در دست مردم دانه تسبیحها
بس که در دوران ما از ذکر حق غافل شدند ۵
نیست صائب دولتی بالاتر از خلق نکو
از چنین دولت چرا اهل جهان غافل شدند؟ ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۹۳ - در سر پرشور ما تا رنگ سودا ریختند
گوهر بعدی:غزل ۲۴۹۵ - لاله ها از پرتو رخسار او گلگون شدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.