هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، بیانگر احساسات شاعر درباره‌ی عشق، جدایی، و دردهای درونی است. شاعر از مفاهیمی مانند عشق سوزان، تاریکی دنیا پس از روشنایی، و مقایسه‌های زیبا مانند چراغ روز و چشم شیر استفاده کرده است. این ابیات همچنین به موضوعاتی مانند تنهایی، ناامیدی، و تأثیر هنر و شعر در زندگی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد درونی و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۲۶۲۱ - در کنار دایه حسن او جهان افروز بود

در کنار دایه حسن او جهان افروز بود
در دل سنگ این شرار شوخ عالمسوز بود ۱

رشته پیوند من با گلرخان امروز نیست
مرغ من در بیضه با اطفال دست آموز بود ۲

تا شدم روشن به چشم من جهان تاریک شد
زنگ بر آیینه من طالع فیروز بود ۳

داغ سودا در حریم سینه سوزان من
منفعل از جلوه خود چون چراغ روز بود ۴

در نیستان خامه من در میان خامه ها
همچو چشم شیر از گرمی جهان افروز بود ۵

گرچه صائب روشن از من گشت این ظلمت سرا
اعتبارم در نظرها چون چراغ روز بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۲۰ - ذوق خاموشی مرا روزی که دامنگیر بود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۲۲ - ریزش اشک ندامت غافلان را بس بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.