هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند شادی، مستی، غم، بی‌پروایی و عبرت‌گیری از زندگی می‌پردازد. شاعر از خنده‌های مستانه، بی‌پروایی مجنون‌ها و خنده‌های کودکان و دیوانگان در دنیای پر از غم صحبت می‌کند. همچنین به مفاهیمی مانند غفلت، پشیمانی و بی‌نیازی اشاره دارد و در نهایت، خنده‌ی عاقلانه‌ی صائب را در برابر وضعیت جهان توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و بی‌پروایی نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر صحیح دارد.

غزل ۲۸۸۷ - نه تنها از نشاط می لب جانانه می خندد

نه تنها از نشاط می لب جانانه می خندد
که سر تا پای او چون شاخ گل مستانه می خندد ۱

چه پروا دارد از سنگ ملامت هر که مجنون شد؟
که کبک مست در کهسارها مستانه می خندد ۲

زخجلت می کند صد پیرهن تر گریه تلخش
درین گلزار چو گل هر که بیدردانه می خندد ۳

نمی گردد دل آگاه شاد از عشرت دنیا
درین ماتم سرا یا طفل یا دیوانه می خندد ۴

شد از اشک پشیمانی شفق گون صبح را دامن
سزای آن که از غفلت درین غمخانه می خندد ۵

حباب آسا به باد بی نیازی می دهد سر را
درین دریا سبک عقلی که بیباکانه می خندد ۶

زغربت می گشاید عقده دل تنگدستان را
چو دور از طره شمشاد گردد شانه می خندد ۷

نشاط خواجه غافل بود از جمع سیم و زر
که از بالای گنج این جغد در ویرانه می خندد ۸

اگر خارست، اگر گل، مایه خوشحالیی دارد
کلید و قفل این منزل به یک دندانه می خندد ۹

نه از شادی است، بر وضع جهانش خنده می آید
درین عبرت سرا صائب اگر فرزانه می خندد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۹۴۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۸۶ - زحسن شوخ طرفی دیده های تر نمی بندد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۸۸ - عجب دارم که یار این نابسامان را به یاد آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.