هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر دربارهٔ تنهایی، ناآگاهی از مقصد زندگی، دردهای پنهان، و نقدی بر رفتارهای سطحی در جامعه است. شاعر از بیپناهی خود میگوید و به دنبال پناهگاهی میگردد که از آسیبهای دنیا در امان باشد. همچنین، او به ناپایداری زندگی و فریبندگی ظواهر اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و تلخ نیاز به تجربهٔ زندگی بیشتری برای فهم کامل دارد.
غزل ۲۹۲۳ - مرا از لاف نه عجز سخن کوته زبان دارد
مرا از لاف نه عجز سخن کوته زبان دارد
زجوهر تیغ من بند خموشی بر زبان دارد ۱
نه از منزل خبر دارم، نه از فرسنگ آگاهی
سرزنجیر مجنون مرا ریگ روان دارد ۲
شکستم قدر خود از جستن درمان، ندانستم
که اینجا مومیایی نیز درد استخوان دارد ۳
در آن صحرا که مرغ من زغفلت دانه می چیند
زمین از تار و پود دام در بر پرنیان دارد ۴
چه بیدردست بلبل در میان نغمه پردازان
که با شغل گرفتاری دماغ گلستان دارد ۵
پناهی نیست در روی زمین خوشتر زبی برگی
کجا خار سر دیوار پروای خزان دارد؟ ۶
کدامین گرمرو یارب ازین صحرا مسافر شد؟
که هر ریگی درین وادی عقیقی در دهان دارد ۷
به دست خود سلیمان مور را از خاک می گیرد
که می گوید سبکروحی بزرگی را زیان دارد؟ ۸
به جرم این که چون گل خنده رو افتاده ام صائب
به قصد جان من هر خار تیری در کمان دارد ۹
زجوهر تیغ من بند خموشی بر زبان دارد ۱
نه از منزل خبر دارم، نه از فرسنگ آگاهی
سرزنجیر مجنون مرا ریگ روان دارد ۲
شکستم قدر خود از جستن درمان، ندانستم
که اینجا مومیایی نیز درد استخوان دارد ۳
در آن صحرا که مرغ من زغفلت دانه می چیند
زمین از تار و پود دام در بر پرنیان دارد ۴
چه بیدردست بلبل در میان نغمه پردازان
که با شغل گرفتاری دماغ گلستان دارد ۵
پناهی نیست در روی زمین خوشتر زبی برگی
کجا خار سر دیوار پروای خزان دارد؟ ۶
کدامین گرمرو یارب ازین صحرا مسافر شد؟
که هر ریگی درین وادی عقیقی در دهان دارد ۷
به دست خود سلیمان مور را از خاک می گیرد
که می گوید سبکروحی بزرگی را زیان دارد؟ ۸
به جرم این که چون گل خنده رو افتاده ام صائب
به قصد جان من هر خار تیری در کمان دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۲۲ - به ذوقی تکیه بر شمشیر جسم لاغرم دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۲۴ - چه غم دیوانه ما از گزند آسمان دارد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.