هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و پر از احساس است که در آن شاعر از عشق، درد و رنج عاشقی، ناامیدی و شکست سخن می‌گوید. او از عشقی بزرگ می‌گوید که حتی آسمان نیز توانایی تحمل شکوه آن را ندارد و از دل‌هایی که فدا شده‌اند ولی بار عشق را تحمل نمی‌کنند. شاعر همچنین از نگاه خونی و شمشیر مژگان یاد می‌کند که نمادی از درد و رنج عشق است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعاره‌های به‌کار رفته (مانند 'نگاه خونی' و 'شمشیر مژگان') ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامناسب باشد.

غزل ۲۹۵۸ - شکوه عشق را گردون گردان برنمی دارد

شکوه عشق را گردون گردان برنمی دارد
که هر موری زجا تخت سلیمان برنمی دارد ۱

دل صد چاک را کردم نثار او، ندانستم
که بار شانه آن زلف پریشان برنمی دارد ۲

نهادم تا قدم در آستان چرخ، افتادم
زمین خانه این سفله مهمان برنمی دارد ۳

مگر زین خاکدان بیرون روم بر مدعا گریم
تنور خام این ویرانه طوفان برنمی دارد ۴

مگر از طوق خود قمری زمستی غافل افتاده است؟
وگرنه گردن عاشق گریبان برنمی دارد ۵

تمنای ترحم از نگاه خونیی دارم
که دست از قبضه شمشیر مژگان برنمی دارد ۶

از ان همچون صدف دندان طاقت بر جگر دارم
که آن سیب زنخدان بار دندان برنمی دارد ۷

هلاک سیر چشمیهای داغ خویشتن گردم
که از لب مهر پیش هر نمکدان بر نمی دارد ۸

شکست افتاد بر زلف از گرانیهای دل صائب
غبار گوی دل را هیچ دامان برنمی دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۵۷ - نظر عاشق به خط زان روی انور برنمی دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۵۹ - دو روزی بیش جان سنگینی تن بر نمی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.