هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و رنج‌های عشق است. شاعر از ناتوانی در پاک کردن غم از دل، تأثیر عشق بر معشوق، و وضعیت خود و دیگران در برابر مصائب زندگی سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به طبیعت و تأثیرات آن بر روح انسان دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و اندوه نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.

غزل ۳۰۳۹ - نشد از دل غبار از شیشه و پیمانه برخیزد

نشد از دل غبار از شیشه و پیمانه برخیزد
مگر ابری زبحر گریه مستانه برخیزد ۱

کند معشوق را بی دست و پا بیتابی عاشق
بلرزد شمع بر خود چون زجا پروانه برخیزد ۲

ندارد این چنین خاک مرادی عالم امکان
نشیند گرد اگر برتربتم دیوانه برخیزد ۳

به تنگ آمد معلم آنچنان از شوخی طفلان
که هر ساعت به تقریبی زمکتب خانه برخیزد ۴

که را داریم ما افتادگان جز گرد ویرانی؟
که پیش پای سیل از جا سبکروحانه برخیزد ۵

اگر ابر بهاران گردد آه گریه آلودم
به جای سبزه فریاد از دل هر دانه برخیزد ۶

من آن روز از جنون خود تسلی می شوم صائب
که از جوش شرابم سقف این میخانه برخیزد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۳۸ - به عزم رقص چون سرو قباپوش تو برخیزد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۴۰ - کجا تدبیر پیران کهنسال از جوان خیزد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.