خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و غمگین است که از درد عشق، ناامیدی و اندوه سخن می‌گوید. شاعر از ناله‌های درونی، سوختن عشق و بی‌پاسخ ماندن دردها می‌گوید و از غبار خاطراتی که مانع دید روشن می‌شود، سخن می‌راند. همچنین، به امیدواری در سقوط از عرش اشاره می‌کند اما از سقوط از طاق دل به عنوان نقطه‌ای بی‌بازگشت یاد می‌کند.

متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی مفاهیم مانند ناامیدی و اندوه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۰۴۹ - که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟

که می نالد که آه از جان شیدا برنمی خیزد؟
که می سوزد که دود از خرمن ما برنمی خیزد؟ ۱

عبث ای ابر زحمت می دهی دریای رحمت را
به صد طوفان غبار از خاطر ما برنمی خیزد ۲

غبار خاطری دایم به چشم پرده می پوشد
که می گوید که گرد از روی دریا برنمی خیزد؟ ۳

اگر از عرش افتد کس، امید زیستن دارد
کسی کز طاق دل افتاد از جا برنمی خیزد ۴

کدامین شب خیال خال او در سینه می آید
که مانند سپند از جا سویدا برنمی خیزد ۵
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۴۸ - غبار غم به می از جان غم پرور نمی خیزد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۵۰ - سیاهی از دل چون گلخن ما برنمی خیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.