هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند آرزوها، قناعت، تقدیر، و رضایت از زندگی میپردازد. شاعر از گرفتاریهای ناشی از آرزوهای بیپایان، اهمیت رضایت درونی، و بیفایده بودن حرص و طمع سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند صبر، خموشی، و پذیرش سرنوشت دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی بیشتری نیاز دارد. نوجوانان و بزرگسالان بهتر میتوانند با این مضامین ارتباط برقرار کنند.
غزل ۳۱۱۷ - گرفتاری به قدر رشته آمال می باشد
گرفتاری به قدر رشته آمال می باشد
دلی کز آرزو شد پاک فارغبال می باشد ۱
شبیخون نسیم صبح را افسانه می داند
سر هر کس گرانخواب از می اقبال می باشد ۲
شدم سر در هوا از کوته اندیشی، ندانستم
که باغ دلگشا اینجا به زیر بال می باشد ۳
زجمعیت نباشد بهره ای چشم حریصان را
زخرمن گرد رزق دیده غربال می باشد ۴
همان بهتر که نگشایی لب پرشکوه ما را
چه غیر از خون گره در پرده تبخال می باشد؟ ۵
ندارد چون سر بیمار آسایش به یک بالین
زبان هر که در فرمان قیل و قال می باشد ۶
نگردد چشم حسرت مانع عمر از سبکسیری
کجا سد ره آب روان غربال می باشد؟ ۷
زغفلت عین ادبارست اقبال خودآرایان
که دایم دیده طاوس در دنبال می باشد ۸
صدف را می شود مهر خموشی دانه گوهر
زبان و اصلان از لاف و دعوی لال می باشد ۹
مرا هم صبح امید از خط او می شود طالع
شب ادبار اگر آبستن اقبال می باشد ۱۰
زتسلیم و رضا آزاده ای صائب خبر دارد
که در فقر و غنا حالش به یک منوال می باشد ۱۱
دلی کز آرزو شد پاک فارغبال می باشد ۱
شبیخون نسیم صبح را افسانه می داند
سر هر کس گرانخواب از می اقبال می باشد ۲
شدم سر در هوا از کوته اندیشی، ندانستم
که باغ دلگشا اینجا به زیر بال می باشد ۳
زجمعیت نباشد بهره ای چشم حریصان را
زخرمن گرد رزق دیده غربال می باشد ۴
همان بهتر که نگشایی لب پرشکوه ما را
چه غیر از خون گره در پرده تبخال می باشد؟ ۵
ندارد چون سر بیمار آسایش به یک بالین
زبان هر که در فرمان قیل و قال می باشد ۶
نگردد چشم حسرت مانع عمر از سبکسیری
کجا سد ره آب روان غربال می باشد؟ ۷
زغفلت عین ادبارست اقبال خودآرایان
که دایم دیده طاوس در دنبال می باشد ۸
صدف را می شود مهر خموشی دانه گوهر
زبان و اصلان از لاف و دعوی لال می باشد ۹
مرا هم صبح امید از خط او می شود طالع
شب ادبار اگر آبستن اقبال می باشد ۱۰
زتسلیم و رضا آزاده ای صائب خبر دارد
که در فقر و غنا حالش به یک منوال می باشد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۱۶ - صفا دارد جهان تا دل زکلفت پاک می باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۱۱۸ - زسالک شکوه پردازی نه شرط راه می باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.