هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از مضامین عشق، شرم، غربت، خطر و رنج سخن میگوید. شاعر از دلهای گستاخ، شرم از رسوایی، غربت مانند یوسف، خطرهای زندگی و سختیهای راه عشق و معرفت میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین برخی از اشارات مانند غربت و رنج نیاز به تجربه و درک بیشتری از زندگی دارد.
غزل ۳۲۰۴ - از ان گلشن دل گستاخ من گل چیده می آید
از ان گلشن دل گستاخ من گل چیده می آید
که چشم باغبان آنجا زخود پوشیده می آید ۱
دل از گستاخی من جمع کن کز شرم رسوایی
نگاه از چشم من بیرون چو مو از دیده می آید ۲
چرا آزاده در وحشت سرایی لنگر اندازد
که سرو از خاک بیرون ساق بر مالیده می آید ۳
کنار بحر کشتی را کمینگاه خطر باشد
از ان دایم نفس از دل به لب لرزیده می آید ۴
عزیز مصر غربت باد دستی می تواند شد
که چون یوسف ز کنعان پیرهن بخشیده می آید ۵
مگر در آتش افکنده است مکتوب مرا جانان؟
که مرغ نامه بر چون موی آتش دیده می آید ۶
نه آسان است بیرون آمدن از وادی غفلت
که خون از چشم رهرو زین ره خوابیده می آید ۷
به مویی می توان صد کوه را برداشتن صائب
زدل تا بر زبان یک نکته سنجیده می آید ۸
که چشم باغبان آنجا زخود پوشیده می آید ۱
دل از گستاخی من جمع کن کز شرم رسوایی
نگاه از چشم من بیرون چو مو از دیده می آید ۲
چرا آزاده در وحشت سرایی لنگر اندازد
که سرو از خاک بیرون ساق بر مالیده می آید ۳
کنار بحر کشتی را کمینگاه خطر باشد
از ان دایم نفس از دل به لب لرزیده می آید ۴
عزیز مصر غربت باد دستی می تواند شد
که چون یوسف ز کنعان پیرهن بخشیده می آید ۵
مگر در آتش افکنده است مکتوب مرا جانان؟
که مرغ نامه بر چون موی آتش دیده می آید ۶
نه آسان است بیرون آمدن از وادی غفلت
که خون از چشم رهرو زین ره خوابیده می آید ۷
به مویی می توان صد کوه را برداشتن صائب
زدل تا بر زبان یک نکته سنجیده می آید ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۰۳ - نفس از سینه ام از بس به خون آغشته می آید
گوهر بعدی:غزل ۳۲۰۵ - اگر درد مرا زان بی مروت چاره می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.