هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از صائب تبریزی، به موضوعاتی مانند عشق، رنج سلوک، فنا، و وابستگی به یار میپردازد. شاعر از دشواریهای راه عشق و سیر و سلوک سخن میگوید و اشاره میکند که عاشقان با وجود همه رنجها، همچنان به لطف یار امیدوارند. همچنین، تأکید دارد که سودای عشق همواره با نقصان همراه است و رسیدن به مقصود، نیازمند گذر از مراحل سخت است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده در شعر، درک آن را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی مضامین مانند فنا و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۳۰۰ - سالک از منزل نزدیک شکایت دارد
سالک از منزل نزدیک شکایت دارد
شوق را سست کند ره چو نهایت دارد ۱
تشنه تیغ فنا راست سپر ابر بلا
شمع آتش به سر از دست حمایت دارد ۲
استخوانش اگر از دوری ره سرمه شود
عاشق از یار همان چشم عنایت دارد ۳
آتشی در ته پا هست اگر رهرو را
هر گیاهی به رهش شمع هدایت دارد ۴
تاک از گریه مستانه به میخانه رسید
گریه ای کز سر دردست سرایت دارد ۵
سود سودای محبت همه در نقصان است
ساده لوح آن که تمنای کفایت دارد ۶
اول سیر و سلوک است به دریا چو رسد
گر به ظاهر سفر سیل نهایت دارد ۷
صائب اندیشه انجام نیارم کردن
بس که آشفته مرا فکر بدایت دارد ۸
شوق را سست کند ره چو نهایت دارد ۱
تشنه تیغ فنا راست سپر ابر بلا
شمع آتش به سر از دست حمایت دارد ۲
استخوانش اگر از دوری ره سرمه شود
عاشق از یار همان چشم عنایت دارد ۳
آتشی در ته پا هست اگر رهرو را
هر گیاهی به رهش شمع هدایت دارد ۴
تاک از گریه مستانه به میخانه رسید
گریه ای کز سر دردست سرایت دارد ۵
سود سودای محبت همه در نقصان است
ساده لوح آن که تمنای کفایت دارد ۶
اول سیر و سلوک است به دریا چو رسد
گر به ظاهر سفر سیل نهایت دارد ۷
صائب اندیشه انجام نیارم کردن
بس که آشفته مرا فکر بدایت دارد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۹۹ - مرهم زخم مرا شور محبت دارد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۰۱ - شوق من سرکشی از زلف معنبر دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.