هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند عشق، ندامت، ملامت و قیامت میپردازد. شاعر بیان میکند که کسانی که از عشق و ندامت آه نمیکشند، به مقام والایی نمیرسند. همچنین، او به اهمیت عشق و تأثیرات عمیق آن بر زندگی اشاره میکند و از ملامت دیگران نیز سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، استفاده از واژگان و استعارههای پیچیده ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
غزل ۳۴۷۰ - هرکه اینجا ز جگر آه ندامت نکشد
هرکه اینجا ز جگر آه ندامت نکشد
نفس صاف ز دل صبح قیامت نکشد ۱
هرکه خواهد که گرانسنگ بود میزانش
به که امروز سر از سنگ ملامت نکشد ۲
تا ازان یار سفر کرده نگیرد خبری
اشک ما پای به دامان اقامت نکشد ۳
نفس سوخته عشق ز پا ننشیند
تا گلاب از گل خورشید قیامت نکشد ۴
سایه عشق گران است، عجب نیست اگر
سرو در زیر پر فاخته قامت نکشد ۵
کرده ام خنده به ارباب ملامت صائب
اره چون بر سر من سین سلامت نکشد؟ ۶
نفس صاف ز دل صبح قیامت نکشد ۱
هرکه خواهد که گرانسنگ بود میزانش
به که امروز سر از سنگ ملامت نکشد ۲
تا ازان یار سفر کرده نگیرد خبری
اشک ما پای به دامان اقامت نکشد ۳
نفس سوخته عشق ز پا ننشیند
تا گلاب از گل خورشید قیامت نکشد ۴
سایه عشق گران است، عجب نیست اگر
سرو در زیر پر فاخته قامت نکشد ۵
کرده ام خنده به ارباب ملامت صائب
اره چون بر سر من سین سلامت نکشد؟ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۶۹ - کی ز تن کار دل خسته به آرام کشد؟
گوهر بعدی:غزل ۳۴۷۱ - سر آزاده ما منت افسر نکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.