هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که به موضوعاتی مانند تسلیم و رضا در برابر قضای الهی، خودشناسی، دوری از تکبر و خودپسندی، و اهمیت همراهی با دیگران در سفر معنوی میپردازد. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، مخاطب را به تفکر در مورد جایگاه خود در جهان و رابطهاش با خالق فرا میخواند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۴۸۴ - عارفانی که به تسلیم و رضا ساخته اند
عارفانی که به تسلیم و رضا ساخته اند
مردمک را سپر تیر قضا ساخته اند ۱
وای بر ساده دلانی که ز دریا چو حباب
از پی کسب هوا خانه جدا ساخته اند ۲
از پریشان نفسیهای تو تاریک شده است
ورنه آیینه دل را بصفا ساخته اند ۳
جسم و جان تو نپیوسته به بازی برهم
هر دو عالم به هم آورده ترا ساخته اند ۴
نفس خود نکنی راست درین وحشتگاه
گر بدانی که ترا بهر کجا ساخته اند ۵
گر به معمار ز غفلت نتوانی پی برد
در کف خاک تو بنگر که چها ساخته اند ۶
چون پریشان سفران خرج بیابان نشوند
رهروانی که به یک راهنما ساخته اند ۷
لله الحمد که بی منت خواهش ز ازل
رزق ما از دل صد پاره ما ساخته اند ۸
هیچ جا یک نفس از شوق ندارم آرام
تا مرا همچو فلک بی سر و پا ساخته اند ۹
هرکه خود را به تمامی شکند اوست تمام
ماه را زین سبب انگشت نما ساخته اند ۱۰
خودپسندان که به کس دست ارادت ندهند
از تکبر ز عصاکش به عصا ساخته اند ۱۱
صلح ارباب نفاق است پی جنگ دگر
زره خویش نهان زیر قبا ساخته اند ۱۲
فارغ از تنگی رزقند، نظر بازانی
که ازان یار ستمگر به جفا ساخته اند ۱۳
سفر کعبه حلال است به جمعی صائب
که به همراهی هر آبله پا ساخته اند ۱۴
مردمک را سپر تیر قضا ساخته اند ۱
وای بر ساده دلانی که ز دریا چو حباب
از پی کسب هوا خانه جدا ساخته اند ۲
از پریشان نفسیهای تو تاریک شده است
ورنه آیینه دل را بصفا ساخته اند ۳
جسم و جان تو نپیوسته به بازی برهم
هر دو عالم به هم آورده ترا ساخته اند ۴
نفس خود نکنی راست درین وحشتگاه
گر بدانی که ترا بهر کجا ساخته اند ۵
گر به معمار ز غفلت نتوانی پی برد
در کف خاک تو بنگر که چها ساخته اند ۶
چون پریشان سفران خرج بیابان نشوند
رهروانی که به یک راهنما ساخته اند ۷
لله الحمد که بی منت خواهش ز ازل
رزق ما از دل صد پاره ما ساخته اند ۸
هیچ جا یک نفس از شوق ندارم آرام
تا مرا همچو فلک بی سر و پا ساخته اند ۹
هرکه خود را به تمامی شکند اوست تمام
ماه را زین سبب انگشت نما ساخته اند ۱۰
خودپسندان که به کس دست ارادت ندهند
از تکبر ز عصاکش به عصا ساخته اند ۱۱
صلح ارباب نفاق است پی جنگ دگر
زره خویش نهان زیر قبا ساخته اند ۱۲
فارغ از تنگی رزقند، نظر بازانی
که ازان یار ستمگر به جفا ساخته اند ۱۳
سفر کعبه حلال است به جمعی صائب
که به همراهی هر آبله پا ساخته اند ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۸۳ - نه زر و سیم و نه باغ و نه دکان می ماند
گوهر بعدی:غزل ۳۴۸۵ - در لب یار نهان عیش جهان ساخته اند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.