هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و جوانی گذرا سخن می‌گوید و از حسرت‌های ناشی از آن یاد می‌کند. او به زیبایی‌های گذرا مانند گل و لب یار اشاره کرده و از تأثیر اشک و گریه بر روح خود می‌گوید. در نهایت، به امید و تازه‌شدن روح از طریق رنج‌ها اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و تفکرات فلسفی درباره زندگی و مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند حسرت و از دست دادن جوانی نیاز به تجربه زندگی دارند.

غزل ۳۸۴۸ - خوشم که خرده جان صرف یار جانی شد

خوشم که خرده جان صرف یار جانی شد
دو روزه هستی من عمر جاودانی شد ۱

به عمر خویش تلافی نمی توان کردن
زفرصت آنچه مرا فوت در جوانی شد ۲

فغان که لعل لب آبدار او از خط
سیاه کاسه تر از آب زندگانی شد ۳

به خنده باز مکن لب که عمر گل کوتاه
درین ریاض ز تأثیر شادمانی شد ۴

در آن جهان گل رعنای باغ فردوس است
ز اشک چهره زردی که ارغوانی شد ۵

زنخلها که رساندم درین ریاض مرا
کف پرآبله قسمت ز باغبانی شد ۶

خوشم که مایه اشکی بهم رسید مرا
اگر چه خون دلم از حسرت جوانی شد ۷

مرا ز گریه شب روح تازه شد صائب
نصیب خضر اگر آب زندگانی شد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۴۷ - رخ بهار ز ته جرعه توگلگون شد
گوهر بعدی:غزل ۳۸۴۹ - اگر به بیخبری یار می توانی شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.