هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، حیرت، و رنج‌های روحی می‌پردازد. شاعر از ناپایداری دنیا، بی‌قراری دل، و جست‌وجوی معشوق سخن می‌گوید و با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند آیینه، زلف، گل، و میکده، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اصطلاحات به‌کاررفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۴۳۴۷ - جویای تو با کعبه گل کار ندارد

جویای تو با کعبه گل کار ندارد
آیینه ما روی به دیوار ندارد ۱

در حلقه این زهر فروشان نتوان یافت
یک سبحه که شیرازه زنار ندارد ۲

هر لحظه به رنگ دگر از پرده برآیی
دل بردن ما این همه در کار ندارد ۳

دور سفر سنگ فلاخن به سر آمد
سرگشتگی ماست که پرگار ندارد ۴

یک داغ جگر سوز درین لاله ستان نیست
این میکده یک ساغر سرشار ندارد ۵

از دیدن رویت دل آیینه فرو ریخت
هر شیشه دلی طاقت دیدار ندارد ۶

در هر شکن زلف گرهگیر تو دامی است
این سلسله یک حلقه بیکار ندارد ۷

از گرد کسادی گهرم مهره گل شد
رحم است به جنسی که خریدار ندارد ۸

ما گوشه نشینان چمن آرای خیالیم
در خلوت ما نکهت گل بار ندارد ۹

بلبل ز نظر بازی شبنم گله مند است
مسکین خبر از رخنه دیوار ندارد ۱۰

در ملک رضا زخم زبان سایه بیدست
سرتاسر این بادیه یک خار ندارد ۱۱

پیش ره آتش ننهد چوب خس وخار
صائب حذر از کثرت اغیار ندارد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۳۴۶ - دل طاقت حیرانی دیدار ندارد
گوهر بعدی:غزل ۴۳۴۸ - پروای خط آن غنچه مستور ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.