هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به ستایش و توصیف یک شخصیت روحانی یا معنوی میپردازد. شاعر از زیبایی، جلالت، و تأثیرات معنوی این شخصیت بر جهان سخن میگوید و او را به عنوان منبع آرامش، امنیت، و سعادت برای دو جهان توصیف میکند. همچنین، شاعر از قدرت و توانایی این شخصیت در تغییر جهان و ایجاد تعادل و عدالت سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. بنابراین، این متن برای افراد 16 سال به بالا که توانایی درک مفاهیم عمیقتر و زبان پیچیدهتر را دارند، مناسب است.
غزل ۳۰۳۹ - هزار جان مقدس، هزار گوهر کانی
هزار جانِ مُقَدَّس، هزار گوهرِ کانی
فِدایِ جاه و جَمالَت، که روحْ بَخشِ جهانی ۱
چه روحها که فَزایی، چه حَلقهها که رُبایی
چو ماهِ غَیب نِمایی، زِ پَردههایِ نَهانی ۲
چو در غَزا تو بِتازی، زِ بَحْر گَرد بَرآری
هزار بَحْر بِجوشَد، چو قطرهیی بِچَکانی ۳
تویی زِ کَوْن گُزیده، تویی گُشایشِ دیده
به یک نَظَر تو بِبَخشی سَعادتِ دوجهانی ۴
کَژْی که هستْ جهان را، چو تیرْ راست کُن آن را
بِکَش کَمانِ زمان را، که سَخْت سَخته کَمانی ۵
نه چَرخْ زَهر چَشانَد، نه ترس و خوف بِمانَد
چو دلْ ثَنایِ تو خوانَد که شاهِ اَمن و اَمانی ۶
به چَرخِ سینه بَرآیی، هزار ماهْ نِمایی
یکی بِدان که تو اینی، یکی بِدان که تو آنی ۷
تو راست چَرخْ چو چاکَر، تو مَهْ نباشی و اَخْتَر
هزار ماهِ مُنَوَّر زِ آستین بِفَشانی ۸
تو شَمس، مَفْخَرِ تبریز، به خواجگی چو نِشینی
صد آفتابِ زمان را چو بندگانْ بِنِشانی ۹
فِدایِ جاه و جَمالَت، که روحْ بَخشِ جهانی ۱
چه روحها که فَزایی، چه حَلقهها که رُبایی
چو ماهِ غَیب نِمایی، زِ پَردههایِ نَهانی ۲
چو در غَزا تو بِتازی، زِ بَحْر گَرد بَرآری
هزار بَحْر بِجوشَد، چو قطرهیی بِچَکانی ۳
تویی زِ کَوْن گُزیده، تویی گُشایشِ دیده
به یک نَظَر تو بِبَخشی سَعادتِ دوجهانی ۴
کَژْی که هستْ جهان را، چو تیرْ راست کُن آن را
بِکَش کَمانِ زمان را، که سَخْت سَخته کَمانی ۵
نه چَرخْ زَهر چَشانَد، نه ترس و خوف بِمانَد
چو دلْ ثَنایِ تو خوانَد که شاهِ اَمن و اَمانی ۶
به چَرخِ سینه بَرآیی، هزار ماهْ نِمایی
یکی بِدان که تو اینی، یکی بِدان که تو آنی ۷
تو راست چَرخْ چو چاکَر، تو مَهْ نباشی و اَخْتَر
هزار ماهِ مُنَوَّر زِ آستین بِفَشانی ۸
تو شَمس، مَفْخَرِ تبریز، به خواجگی چو نِشینی
صد آفتابِ زمان را چو بندگانْ بِنِشانی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۳۸ - ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی
گوهر بعدی:غزل ۳۰۴۰ - چه آفتاب جمالی، که از مجره گشادی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.